چکیده
این مقاله سیستمهای اطلاعات مدیریت MIS را
پوشش می دهد. از آنجا که MIS ترکیبی از سه پدیده سیستم ، اطلاعات و مدیریت
میباشد ابتدا این موارد را بررسی میکند. به علت تأثیرات قابل توجه
سیستمهای اطلاعاتی بر روی MIS مبحث دیگر مقاله، درباره آن میباشد.
متخصصان اطلاعاتی شامل تحلیلگر سیستمها، مدیران پایگاههای داده، متخصصان
شبکه، برنامهنویس ها و اپراتورها در قسمت بعدی بررسی شده است. بعد از
بررسی اجزای MIS به سیستمهای اطلاعات مدیریت در حالت کلی پرداخته
میشود.سیستمهای پشتیبانی تصمیم(DSS) ، تأثیرات هوش مصنوعی و سیستمهای
خبره بر روی این سیستمها دیگر مبحث مقاله می باشند. آخرین قسمت نتیجه
گیری، همراه با ذکر بعضی نظرات در باب مزایا و معایب کنترل از طریق نرم
افزار و گسترش آن در عصر اینفوکراسی یا اطلاعسالاری می باشد.
مقدمه
موضوع
این بحث مقاله سیستم اطلاعات مدیریت می باشد سیستم اطلاعت مدیریت به معنی
مدیریت برپایه اطلاعات می باشد همانطور که می دانیم برای مدیریت درقرن 21
نمی دانیم از دوعامل چشم پوشی کنیم:
1-استراتژی رقابت؛ و 2-کاهش هزینه
ها، که خودیک سیاست رقابت صادراتی می باشد.برای لحاظ کردن این دواستراتژی
به کاربردن سیستم های اطلاعات مبنی برفن آوریهای اطلاعت وارتباطات ضروری می
نماید.
مدیران امروز، باانبوهی اطلاعات روبرو هستند. اطلاعاتی که به
عنوان داده های سیستم بایستی پردازش گردیده وقابل فهم وتمیرو نگهداری
وبازیابی گردد. از طرف دیگرسیستم های مدیریت وابزارهای کنترل درطول زمان
تغییرات زیادی پیدا کرده اند این تغییرات رامی توان درچهارزمینه کلی عنوان
کرد:1-کنترل سنتی 2-کنترل بروکراتیک 3-کنترل کاریزماتیک 4-کنترل
اینفورماتیک .
درساختاهای سنتی فئودالی، کنترل ازطریق سنت، ادراک
واعمال می شد، مقامات کنترلی به طورسنتی وموروثی به نسلهای بعدمنتقل می
گردید وجامعه نیزاین نوع ساختار کنترلی راچون سنت بود می پذیرفت وبدان گردن
می نهاد. دروضعیت کاریزماتیک، کنترل از طریق رابطه بین رهبرو پیروان اعمال
می گردید. دراین حالت، رهبران کاریزما، شیوه عمل را انتخاب می کردند
وپیروان نیزازآنها تبعیت می کردند زیرا آنها را قبول داشتند. دربروکراسی،
کنترل درساختارسازمانی تعبیه می شد، ساختاری که برقانون ومقررات استوار بود
وجنبه غیرشخصی داشت وتبعیت از آن الزامی بود. دراینفوکراسی، کنترل ازطریق
نرم افزارها اعمال میشود. مجموعه دانشها وآگاهیهای تخصصی، بسیاررشد کرده
است واینفوکراسی می تواند هرنوع اطلاعاتی راازطریق شبکه های الکترونیکی
بدست آورد. ازسیستم های خبره، استفاده کند وبه تمامی دانشهای تخصصی وحرفه
ای مجهز شود (زاهدی 1380،123).
باتوجه به ویژگی خطیرسیستم های اطلاعاتی
مدیریت، مدیراین سیستم ها هم ارزش بسیار زیادی برخوردارند. دامنه حقوق
پراختی به این افراد درآمریکا سالیانه 100000تا 300000 دلاراست (مومنی
1372،32). عملاً کارمدیر سیستم اطلاعات مدیریت ارائه گزارشات روزآمد
واطلاعات مفید به مدیرشرکت یا موسسه برای برنامه ریزی های آینده وتصمیم
گیری می باشد این مدیر برای گردآوری داده ها وپردازش آنها نیاز به سیستم
های اطلاعاتی ورایانهای وحتی سیستم های خبره می باشد پس مدیریت سیستم هم
باید دید مدیریتی وسیستمی داشته واز امکانات سیستم های اطلاعاتی وفن آوری
اطلاعات استفاده کند که لازمه این استفاده، دانش سوادرایانهای وسواد
اطلاعاتی می باشد.
درباره بوجود آوردن چارچوب برنامهریزی مدیریت
کتابخانه که بر اساس مفهوم سیستمهای اطلاعات مدیریت پیریزی شده باشد،
کارهایی توسط همبرگ و دیگران[1](1978) انجام گرفته است. آنها چارچوبی بر
خدمات و مفاهیم کتابخانه ارائه دادند که بر اساس مسائل تصمیم گیری ممکن در
کتابخانه و بحث درباره عناصر دادههای مورد نیاز برای پشتیبانی از چنین
تصمیماتی شکل گرفته بود. بومر و کروبا (1983) شش حوزه کلیدی اخذ دادههای
مورد لزوم برای تصمیمگیری مدیریت را شناسایی کردهاند. این حوزهها
عبارتند از: مجموعهگستری خدمات فنی، خدمات مرجع و کتابشناختی، دسترسی
مجموعه، دسترسی امانت بین کتابخانهای و امکانات فیزیکی. بطورکلی میتوان
گفت که گزینش عناصر دادهها و انتخاب روشی بر گردآوری آنها هسته سیستم
اطلاعات مدیریت کتابخانه می باشد(Kraft,Boyce 1991, 138,144 (.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن تحقیق در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل تحقیق
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

فایل
ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا
zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان
است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
سیستم مدیریت محتوا ، ترجمه عبارت content management system یا CMS است ، که به معنای سیستم نرم افزاری ای است که به کمک آن محتوا مدیریت می شود و به نرم افزارهایی گفته می شود که نظام قابل مدیریتی را در ثبت , بروزرسانی و بازیابی محتوا فراهم می آورند . این نرم افزارها الزاما وابسته به وب نیستند و برنامه های کاربردی مدیریت محتوای وب سایت های اینترنتی , صرفا یک نمونه از این گونه سیستم های مدیریت محتوا می باشد. لکن در کشور ما ایران ، بعلت گسترش این شاخه از نرم افزارهای سیستم مدیریت محتوا , عبارت cms تتنها به نرم افزارهای مدیریت وب سایت اطلاق می شود.
cms یا سیستم مدیریت محتوا چرخه زندگی صفحات وب سایت اینترنتی را از لحظه ایجاد تا زمان انقراض در بر میگیرند و به صاحبان این وب سایت ها , که لزوما آشنای با مباحث تخصصی اینترنت , وب و برنامه نویسی تحت وب نیستند ، اجازه می دهند تا بتوانند سایت های خود را به نحوی حرفه ای مدیریت کنند.
سیستم مدیریت محتوا تحولی شگرف در زمینه طراحی و مدیریت وب سایتهای اینترنتی بهشمار میآید. امروزه توقع بینندگان سایتهای وب بسیار بالا رفته و دیگر مرور وب سایتهایی با صفحات ثابت و راکد هیجانی در آنها ایجاد نمیکند. امروز کاربران به دنبال سایتهایی میگردند که بتوانند به نوعی در گوشهای از آن سهمی داشته باشند و ارائه محتوی، مطالب و اطلاعات جدید در هر بار رجوع کاربران به وب سایت ، میتواند آنها را پایبند سایت نماید.
یکی از مشکلاتی که تا امروز به نوعی باعث میشد تا افراد کمتری به فکر داشتن یک وب سایت اینترنتی بیفتند هزینههای بالای طراحی آن بوده ، به عنوان نمونه برای طراحی وب سایتهای اینترنتی ، سابق بر این تعدادی نیروی متخصص طراح وب ، مشغول طراحی آن در چندین ماه و رفع ایراد و پشتیبانی از وب سایت می شدند لذا هزینه طراحی و پشتیبانی وب سایت بالا بود ، ولی امروزه با در دسترس بودن سیستم های مدیریت محتوا دیگر چنین مشکلی وجود ندارد.
در سال 1995 تعداد کاربران اینترنتی تنها 13 میلیون نفر در سراسر جهان را شامل می شد ، این در حالی است که این رقم در سال 2005 یعنی فقط ده سال بعد به 1 میلیلارد نفر رسید . این رشد انفجاری موجب شد تا کاربران زیادی به لزوم استفاده از اینترنت و وب پی برده و در فاصله این
سالها ، تعداد صفحات وب بر روی شبکه جهانی وب , به 60 میلیارد صفحه رسید . این نیاز روز افزون ,شرکتهای طراح وب را بر آن داشت تا با طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای جامع همه منظوره که منطبق بر نیاز اغلب مشتریان باشد و به صورت قالبی منعطف بتوان بیشتر وب سایتهای اینترنتی را با آنها راه اندازی کرد . اینگونه نرم افزارها را بعدها نرم افزارهای مدیریت محتوا یا سیستم مدیریت محتوا (cms) نامیدند .
اما ایراد نرم افزارهای مدیریت محتوا این بود که یک تعامل یک سویه با مخاطبان برقرار می نمودند و فقط در راستای ارائه محتوی و اطلاع رسانی به ایشان ، طراحی و پیاده سازی شده بودند . این در حالی بود که بازدیدکنندگان وب ، به دنبال سایتهایی بودند که به نوعی در گوشه ای از آن سهمی داشته باشند . با توجه به این موضوع ، نرم افزارهای مدیریت محتوای تحت وب ، با قابلیت های برقراری ارتباط دو سویه با کاربران ، پا به عرصه وجود گذاشتند و با ارائه سرویسهای دو سویه ، مخاطبان سایت را در بروزرسانی محتوای سایت سهیم کردند .
در کشور ما ایران نیز ، پس از استفاده از سیستم های مختلف مدیریت محتوای غیر بومی و انواع نرم افزارهای اینترنتی خارجی ، نیاز مبرمی به نرم افزار مدیریت محتوای بومی احساس می شد تا بتواند منطبق با سلیقه ها ، نیازها ، قوانین و مقررات بانکی و دولتی داخلی , پاسخگوی درخواست مشتریان باشد . با توجه به این مهم ، برخی از شرکتهای داخلی اقدام به طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای مدیریت محتوا نمودند . شرکت توسعه مجازی ، یکی از پیشروان این عرصه در کشور محسوب می شود و سیستم مدیریت محتوای parscms را بر همین اساس , طراحی و پیاده سازی نمود .
چرا شما یک CMS لازم دارید ؟
اگر سایت شما هر چند وقت یکبار (مثلا هر دو هفته) به روز میشود میتوانید بجای اینکه هر بار به یک شرکت طراحی وب مراجعه کنید ، خودتان با نصب یکی از این برنامه های مدیریت محتوا ، تغییراتتان را روی سایت اعمال کنید .
اگر شما سایت خود را اصلا بروز نمیکنید ، باید کم کم به فکر بیافتید ، چون بیننده های شما وقتی همیشه با یک صفحه همیشگی روبرو شوند کم کم شما را فراموش میکنند ، چون چیز جدیدی برای عرضه ندارید .
یک CMS چه امکاناتی دارد ؟
طیف وسیعی از امکانات . اکثر CMS ها در ورژن های مختلف و با قابلیت های مختلف به بازار عرضه میشوند . البته قابلیت بروز کردن اطلاعات در همه مشترک است اما قابلیت های ویژه دیگری دارند که با قیمت های مختلف بشما پیشنهاد میدهند . از جمله:
1- مدیریت اطلاعات فرستاده شده توسط کاربران و تایید اطلاعات
2- چند زبانه بودن
3- ایجاد نقشه سایت داینامیک
4- امکان ایجاد تجارت الکترونیک یا فروشگاه مجازی
5- ایجاد فرم برای دریافت اطلاعات کاربران
6- بهینه سازی تصاویر آپلود شده
7- ایجاد و بروز کردن متا تگ ها
8- امکان جستجو در مطالب سایت
9- امنیت بیشتر
10- گزارش آمار بازدید از صفحات
11- و ….
کاربرد عمده سیستم های مدیریت محتوا:
به ترتیب کاربرد و اهمیت محتوا به سه بخش کلی زیر تقسیم میشود :
محتوای متنی(Text Content ) :
این محتوا شامل اخبار ، مقالات ، کتب و سایر محتواهای متنی از این قبیل میباشد که خود حجم عظیمی از اطلاعات را بر روی وب تشکیل می دهند .
محتوای چند رسانه ای( Multi Media Content ) :
این محتوا شامل صوت ، تصویر و فیلم میشود که برای مدیریت آن از استاندارهای خاصی استفاده می شود بهمین دلیل سیستم های مدیریتی در این بخش کاملا تخصصی بوده و عمدتا کاربرد عمومی ندارد
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن تحقیق در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل تحقیق
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

فایل
ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا
zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان
است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
مقدمه
موضوع این بحث مقاله سیستم اطلاعات مدیریت می باشد سیستم اطلاعت مدیریت به معنی مدیریت برپایه اطلاعات می باشد همانطور که می دانیم برای مدیریت در قرن 21 نمی دانیم از دوعامل چشم پوشی کنیم:
1-استراتژی رقابت؛ و 2-کاهش هزینه ها، که خودیک سیاست رقابت صادراتی می باشد.برای لحاظ کردن این دو استراتژی به کاربردن سیستم های اطلاعات مبنی برفن آوریهای اطلاعت و ارتباطات ضروری می نماید.
مدیران امروز، با انبوهی اطلاعات روبرو هستند. اطلاعاتی که به عنوان داده های سیستم بایستی پردازش گردیده وقابل فهم و تمیر و نگهداری و بازیابی گردد. از طرف دیگر سیستم های مدیریت و ابزارهای کنترل درطول زمان تغییرات زیادی پیدا کرده اند این تغییرات رامی توان در چهار زمینه کلی عنوان کرد:1-کنترل سنتی 2-کنترل بروکراتیک 3-کنترل کاریزماتیک 4-کنترل اینفورماتیک .
در ساختاهای سنتی فئودالی، کنترل ازطریق سنت، ادراک واعمال می شد، مقامات کنترلی به طورسنتی و موروثی به نسلهای بعدمنتقل می گردید و جامعه نیز این نوع ساختار کنترلی راچون سنت بود می پذیرفت وبدان گردن می نهاد. در وضعیت کاریزماتیک، کنترل از طریق رابطه بین رهبر و پیروان اعمال می گردید. دراین حالت، رهبران کاریزما، شیوه عمل را انتخاب می کردند و پیروان نیز از آنها تبعیت می کردند زیرا آنها را قبول داشتند. در بروکراسی، کنترل در ساختار سازمانی تعبیه می شد، ساختاری که بر قانون و مقررات استوار بود و جنبه غیرشخصی داشت و تبعیت از آن الزامی بود. دراینفوکراسی، کنترل از طریق نرم افزارها اعمال میشود. مجموعه دانشها و آگاهیهای تخصصی، بسیار رشد کرده است و اینفوکراسی می تواند هر نوع اطلاعاتی را ازطریق شبکه های الکترونیکی بدست آورد. ازسیستم های خبره، استفاده کند و به تمامی دانشهای تخصصی و حرفه ای مجهز شود (زاهدی 1380،123).
باتوجه به ویژگی خطیر سیستم های اطلاعاتی مدیریت، مدیراین سیستم ها هم ارزش بسیار زیادی برخوردارند. دامنه حقوق پراختی به این افراد در آمریکا سالیانه 100000تا 300000 دلار است (مومنی 1372،32). عملاً کارمدیر سیستم اطلاعات مدیریت ارائه گزارشات روزآمد و اطلاعات مفید به مدیر شرکت یا موسسه برای برنامه ریزی های آینده و تصمیم گیری می باشد این مدیر برای گردآوری داده ها و پردازش آنها نیاز به سیستم های اطلاعاتی و رایانهای و حتی سیستم های خبره می باشد پس مدیریت سیستم هم باید دید مدیریتی وسیستمی داشته و از امکانات سیستم های اطلاعاتی و فن آوری اطلاعات استفاده کند که لازمه این استفاده، دانش سواد رایانهای و سواد اطلاعاتی می باشد.
درباره بوجود آوردن چارچوب برنامهریزی مدیریت کتابخانه که بر اساس مفهوم سیستمهای اطلاعات مدیریت پیریزی شده باشد، کارهایی توسط همبرگ و دیگران (1978) انجام گرفته است. آنها چارچوبی بر خدمات و مفاهیم کتابخانه ارائه دادند که بر اساس مسائل تصمیم گیری ممکن در کتابخانه و بحث درباره عناصر دادههای مورد نیاز برای پشتیبانی از چنین تصمیماتی شکل گرفته بود. بومر و کروبا (1983) شش حوزه کلیدی اخذ دادههای مورد لزوم برای تصمیمگیری مدیریت را شناسایی کردهاند. این حوزهها عبارتند از: مجموعهگستری خدمات فنی، خدمات مرجع و کتابشناختی، دسترسی مجموعه، دسترسی امانت بین کتابخانهای و امکانات فیزیکی. بطورکلی میتوان گفت که گزینش عناصر دادهها و انتخاب روشی بر گردآوری آنها هسته سیستم اطلاعات مدیریت کتابخانه می باشد(Kraft,Boyce 1991, 138,144 ).
مفاهیم سیستمها
سیستم، گروهی از عناصر می باشد که به خاطر خواسته مشترک رسیدن به یک هدف با هم ترکیب شوند (Mcleod 1998,12). مثلاً در یک مرکز اطلاعاتی، منابع انسانی، رایانهای و اطلاعاتی برای رسیدن به هدف مشترک که همان ارائه اطلاعات به کارکنان یا مدیران آن موسسه می باشد باهم ترکیب می شوند. درهرسیستمی پنج عنصر درونداد، برونداد، تبدیل، مکانیسم کنترل و در نهایت اهداف وجود دارند. بطوریکه حرکت سیستم بطوری است که درونداد به برونداد، تبدیل میشود. دراین میان مکانیسم کنترل، فرایند تبدیل را برای اطمینان از رسیدن به اهداف سیستم، زیرنظر قرار می دهد. مکانیسم کنترل توسط حلقه بازخود به جریان منابع متصل می شود. بطوریکه حلقه بازخورد اطلاعات را از برونداد سیستم کسب می کند و آن رابرای مکانیسم کنترل قابل دسترسی قرار می دهد. مکانیسم کنترل، علائم بازخورد را با اهداف تطبیق داده و منجر به علائمی به عنصر دررونداد می شود تا وقتی که سیستم لازم است عملیاتش راتغییر دهد (Mcleod l998,12). وقتی سیستم ما یک مرکز اطلاعاتی چون کتابخانه می باشد دروندادها، کتابها، مجلات، منابع الکترونیک و….می باشند و فرایند خدمات فنی، منابع کتابخانه ای مذکور را به برونداد که همان مواد قابل دسترسی برای ارائه خدمات بهتر و کارآمدتر به مراجعان و کاربران می باشد، تبدیل می کند. مکانیسم کنترل در اینجا رئیس یا شخصی است که آن ارتباط میان این مراکز خدمات فنی و مجموعه سازی و خدمات عمومی را به عهده دارد وحلقه بازخورد در اینجا ارتباطات و روابطی است که شخص رئیس را با قسمتهای مختلف کتابخانه مذکور مرتبط می کند.
هر سیستمی می تواند عملیات خود را کنترل کند. یک سیستم بدون مکانیسم کنترل، حلقه بازخورد وعناصر اهداف یک سیستم حلقه باز نامیده میشود. یک سیستم با سه عنصر کنترل (اهداف، مکانیسم کنترل وحلقه بازخورد) یک سیستم حلقه بسته نامیده می شود (Mcleod 1998,12-13) و همانطورکه می دانیم حلقهای که بازباشد، حلقه نیست. حال سیستم ها را از جهت ارتباط با محیط پیرامون خود به دو دسته تقسیم می کنند: سیستمی که با محیط پیرامون خود ارتباط داشته باشد را سیستم باز گفته و سیستمی که با محیط پیرامون خود ارتباط نداشته باشد یک سیستم بسته است. البته قابل ذکراست که سیستم کاملاً بسته وجود ندارد. یک زیرسیستم بطور ساده، سیستمی درون سیستم دیگر می باشد. مثلاً در یک اتومبیل یک سیستم کلی وجود دارد بنام اتومبیل و چندین سیستم فرعی و شاید درون آن سیستم های فرعی، سیستم های فرعی تری وجود داشته باشند مثلاً موتور خودرو یک سیستم دیگر است که درون آن هم سیستم دیگری بنام کاربراتور قرار دارد. وقتی که یک سیستمی، جزء سیستم بزرگتر می باشد، سیستم بزرگتر سوپرسیستم یا فوق سیستم نامیده می شود. برای مثال سیستم دولتی یک شهر یک سیستم است، امادرعین حال قسمتی ازیک سیستم بزرگتر بنام سیستم دولتی یک استان یا ایالت می باشد که آن هم خود یک زیرسیستم دولت ملی می باشد. یک شرکت تجاری یک سیستم فیزیکی می باشد. این شرکت از منابع فیزیکی تشکیل یافته است. یک سیستم ادراکی، سیستمی است که از منابع ادراکی (فکری) چون اطلاعات و داده ها برای نشان دادن یک سیستم فیزیکی استفاده می کند. یک سیستم ادراکی عموماً یک تصویر ذهنی در ذهن مدیر می باشد مانند تصاویر یا خطوطی که برروی یک برگه کاغذ یا در شکل الکترونیکی ذخیره شده در رایانه (Mcleod 1998,23-24).
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن تحقیق در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل تحقیق
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

فایل
ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا
zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان
است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
چکیده:
منظور از ارزشیابی عملکرد، فرایندی است که بوسیله آن کارکنان در فواصل معینی و بطور رسمی ، مورد ارزیابی قرار می گیرند. شناخت کارکنان قوی و اعطای پاداش به آنها و از این طریق ، ایجاد انگیزه برای بهبود عملکرد آنان و سایر کارکنان ،از جمله علل اصلی ارزیابی عملکرد است. در گذشته ،مدیران کلاسیک ارزیابی عملکرد را فقط به منظور کنترل کار کارکنان انجام میدادند،در حالی که امروز جنبه راهنمایی و ارشادی این عمل، اهمیت بیشتری یافته است. هدف اصلی از ارزیابی عملکرد این است که اطلاعات ضروری در باره نیروهای شاغل در سازمان جمع آوری گردد و در دسترس مدیران قرار گیرد تا آنها بتوانند تصمیمات بجا و لازم را در جهت بالابردن کمیت و کیفیت کار کارکنان اتخاذ نمایند . هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی عوامل و ویژگیهای موثر بر اثربخشی نظام ارزشیابی عملکرد کارکنان بوده است. به این منظور ابتدا مفهوم عملکرد و ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان بررسی شده و سپس رویکردها و روشهای مورد استفاده در سیستم های ارزشیابی عملکرد بیان شده است. در پایان نیز ضمن برشمردن خطاهای بالقوه در فرایند ارزشیابی عملکرد کارکنان ، ویژگیهای سیستم های اثربخش ارزشیابی عملکرد مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه:
ارزیابی عملکرد در تسهیل اثربخشی سازمانی یک وظیفه مهم مدیریت منابع انسانی تلقی میشود. در سالهای اخیر به نقش ارزشیابی عملکرد توجه زیادی معطوف شده است. به عقیده صاحبنظران یک سیستم اثربخش ارزشیابی عملکرد میتواند انبوهی از مزیتها را برای سازمانها و کارکنان آنها ارزانی دارد. لانجنکر و نیکودیم[1] (1996)، بیان کردهاند که سیستم ارزشیابی عملکرد؛ الف) بازخورد عملکردی مشخصی را برای بهبود عملکرد کارکنان فراهم میآورد، ب) الزامات کارآموزی کارمند را معین میکند ج) زمینه توسعه کارکنان را فراهم و تسهیل میکند، د) بین نتیجهگیری پرسنلی و عملکرد ارتباط نزدیکی برقرار مینماید و هـ) انگیزش و بهرهوری کارکنان را افزایش میدهد. همچنین رابرتس و پاولاک[2] (1996) معتقدند که ارزشیابی عملکرد برای مقاصد متعدد سرپرستی و توسعهای از جمله، الف) برای ارزشیابی عملکرد فردی بر حسب نیازهای سازمانی، ب) پیشبینی بازخورد به کارکنان در جهت اصلاح یا تقویت رفتار آنها و ج) تخصیص پاداش و ارتقای شغلی افراد، مورد استفاده قرار میگیرد.
در عین حال، امروزه بسیاری از نظامهای منابع انسانی و مدیریت معمول، مناسب به نظر نمیرسند و الگوهای قدیمی ناکارآمد تلقی میشوند. طی دهه اخیر، بسیاری از سازمانها دریافتهاند که در عمل فاقد نظام ارزشیابی عملکردی که بتوان از طریق آن اولویتها و اهداف خود را به کارکنان انتقال داد و بهسازی آنها را پی گرفت، هستند. انسان به دلیل گستردگی حیطههای شناختی و استفاده از ابزارهای مختلفی نظیر احساس، مشاهده، ادراک، تجربه و قدرت تعلق و تفکر در موضوعات مختلف بویژه در ارزیابی و تفسیر رفتار و عملکرد کارکنان حساس بوده و مجموعه این عوامل کاردستیابی مدیران به ارزیابی عملکرد مؤثر را تحت الشعاع قرار داده است(استردویک[3] ،2005 ص10). با توجه به مطالب یاد شده سئوال اصلی مطالعه حاضر اینست که عوامل و
ویژگیهای موثر بر اثربخشی نظام ارزشیابی عملکرد کارکنان چیست؟ و برای دستیابی به پاسخ این سئوال کلی سئوالهای ویژه زیر مطرح شده است.
مفهوم ارزشیابی عملکرد:
برای درک مفهوم ارزشیابی عملکرد بایستی ابتدا مفهوم عملکرد را دریابیم. عملکرد به درجه انجام وظایفی که شغل یک کارمند را تکمیل میکند اشاره دارد (بایرز و رو[4]، 2008:ص 216). و نشان میدهد که چگونه یک کارمند الزامات یک شغل را به انجام میرساند. عملکرد اغلب با «تلاش» که اشاره به صرف انرژی دارد یکسان تلقی میشود، اما عملکرد براساس نتایج فعالیتها اندازهگیری میشود. برای مثال یک دانشجو ممکن است تلاش زیادی را در آماده شدن برای آزمون بکار گیرد اما نمره کمی دریافت کند در این مورد تلاش زیادی صورت گرفته اما عملکرد پایین بوده است. به عقیده بایرز ورو (2008ص217) عملکرد افراد در یک موقعیت میتواند به عنوان نتیجه ارتباط متقابل بین: الف) تلاش، ب) تواناییها و ج)ادراکات نقش تلقی شود.” تلاش”، که از برانگیختگی نشأت میگیرد اشاره به میزان انرژی (فیریکی یا ذهنی) که یک فرد در انجام وظیفه استفاده میکند دارد.” تواناییها”، ویژگیهای شخصی مورد استفاده درانجام یک شغل هستند و” اداراکات نقش” به مسیرهایی که افراد باور دارند بایستی تلاشهایشان را در جهت انجام شغلشان هدایت کنند، اشاره میکند.نو و دیگران[5] (2008، ص 345) عملکرد را ناشی از ویژگیهای شخصی، مهارتها و نظیر آن میدانند همانطور که شکل 1. نشان میدهد این ویژگیها از طریق رفتار کارکنان به نتایج عینی تبدیل میشوند.در واقع کارکنان تنها در صورتی که دانش، مهارتها، تواناییها و سایر ویژگیهای ضروری برای انجام یک شغل را داشته باشند میتوانند رفتارشان را نشان دهند.
دیگر مؤلفه اساسی مدل نو و همکاران، استراتژیهای سازمانی است. اغلب ارتباط بین مدیریت عملکرد و استراتژیها و اهداف سازمان نادیده گرفته میشود. نهایتاً مدل یاد شده اشاره میکند که محدودیتهای موقعیتی نیز نقش اساسی در عملکرد افراد ایفا مینماید. همانطور که قبلاً ذکر شد، افراد ممکن است رفتار مناسبی انجام دهند اما نتایج مناسبی کسب نکنند. بنابراین، کارکنان بایستی دارای ویژگیهای مشخصی برای انجام مجموعهای از رفتارها و دستیابی به برخی نتایج باشند و به منظور دستیابی به مزیتهای رقابتی، ویژگیها، رفتارها و نتایج بایستی به استراتژیهای سازمانی گره زده شوند.
با این تفاسیر میتوان ارزیابی عملکرد را به عنوان فرآیند ارزیابی و برقراری ارتباط با کارکنان در نحوه انجام یک شغل و استقرار برنامه بهبود آن تعریف نمود (بایرزو و رو، 2008 ص 345). در این صورت ارزیابی عملکرد نتنها به کارکنان اجازه میدهد که بدانند عملکردشان چگونه است.بلکه بر سطح تلاش و مسیر آیندهشان تأثیر میگذارد.
همچنین کارل و دیگران [6] (2000 ص 225) ارزشیابی عملکرد را فرایند مداوم ارزیابی و مدیریت رفتار و بروندادهای انسانی در محل کارتعریف کردهاند. و به عقیده فوت و هوک[7] (1999 ص 105) ارزشیابی کارکنان عبارت است از: فرآیند رسمی برای سنجش و ارائه بازخورد به کارکنان در مورد خصوصیات و نحوه انجام فعالیتهایشان و همچنین شناخت استعدادهای بالقوه آنان به منظور شکوفایی آنها در آینده.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن تحقیق در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل تحقیق
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

فایل
ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا
zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان
است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
در بسیاری از سازمانهایی که در پروژههای IT با مشکل مواجه هستند، مدیران و مهندسین، ضرورت بهبود را درک کردهاند، ولی در مورد این که اولویتهای بهبود کدام است و ابتدا باید چه گامهایی را بردارند؛ اتفاق نظر وجود ندارد. بهبود فرآیندها در حوزههای مختلف باید انجام شوند ولی به چه ترتیب و اولویتی و با چه ملاحظاتی ؟
همه حوزههای فرآیندی را نمیتوان همزمان بهبود داد. سازمان توان کار همزمان بهبود را نیز نخواهد داشت. بهتر است حوزههای فرآیندی را با اولویت و ملاحظاتی بهبود بخشید و با تکیه بر نتایج بهبود در هر حوزه، به حوزه/حوزههای بعدی پرداخت.
مدل بلوغ قابلیت برای توسعه نرمافزار ((CMMI for Development چهارچوبی را برای بهبود فرآیندهای سازمان نرمافزاری ارائه میدهد که توسط آن سازمان میتواند بهبود را به شکل مرحلهای و پلهای به پیش ببرد. این مدل، نقشه راه بهبود را در اختیار سازمان قرار میدهد و در آن مراحل بهبود به گونهای طراحی شده است که بهبود در هر مرحله، زیربنا و پیشنیاز بهبود در مرحلهی بعد باشد.
مقدمه:
سازمانهای نرمافزاری برای توسعه و نگهداشت محصولات با کیفیت بهتر، میتوانند سازمان خود را در محورها و ابعاد مختلف بهبود بخشند. سه محوری که سازمانها با بیشترین تمرکز به بهبود آن میپردازند عبارتند از : فرآیند، نیروی انسانی و تکنولوژی و ابزارها (شکل 1).
از میان این سه محور مهم، آنچه که همه چیز را در سازمان یکپارچه نگه میدارد، فرآیندهای سازمان است. فرآیندهای سازمان میتوانند تمام فعالیتهای سازمان را در جهت حرکت به سمت اهداف کسبوکار، همسو و همگرا کنند. فرآیندهای سازمان امکان بهرهگیری صحیح از منابع را فراهم کرده و بستر لازم را برای بکارگیری تکنولوژیهای جدید فراهم میکنند. از این روست که در صنایع تولیدی، مدتهاست که اهمیت و نقش فرآیندهای کارآمد و اثربخش، بر کیفیت محصول شناخته شده است. فرآیندهای با کیفیت بالا، به نیروی انسانی سازمانها کمک میکند که با همگرایی بیشتری، در جهت اهداف سازمان کار کنند. فرآیندهای کارآمد، موتور محرکه به کارگیری تکنولوژیها نو در سازمان هستند.
معرفی مدل CMMI
مدل بلوغ قابلیت CMMI ، با بکارگیری دانش و تجارب در مدیریت فرآیندها و با تکیه بر این اصل که « کیفیت سیستم یا محصول شدیدا متاثر از فرآیندی است که در توسعه و نگهداشت آن به کار رفته است»، ایجاد شده است. این مدل بارویکردی سیستمی و فراگیر، سازمان را در جهت بهبود فرآیندها و رسیدن به اهداف کسبوکار به پیش میبرد.
مدل بلوغ قابلیت CMMI چهارچوبی است برای بلوغ فرآیندها که نقشه راه را برای بهبود مستمر فرآیندها در سازمانها نشان میدهد. مدل CMMI علاوه بر بهبود، برای ارزیابی و مقایسه سازمانها نیز به کار میرود.
این مدل توسط موسسهی مطالعاتی و تحقیقاتی مهندسی نرمافزار ) (Software Engineering Institute وابسته به دانشگاه کارنگی ملون (Carnegi Melon) امریکا ارائه شده و مرتبا نیز ارتقاء یافته است.
در مدل CMMI ، 5 سطح بلوغ مطابق شکل (2) و به شرح زیر برای قابلیتهای سازمان تعریف شده است:
سطح یک یا ابتدایی: پیشرفت کار قائم به ظرفیتهای فردی است و مدیریت، کنترلی بر پروژهها ندارد.
سطح 2 یا مدیریت شده: مدیریت، پروژهها را به دقت برنامهریزی و پایش میکند. طرحریزیها بر اساس تجارب پروژههای قبلی انجام میشود و فرآیندها در سطح پروژهها تعریف شده و تحت کنترل است.
سطح 3 یا تعریف شده: تمام فرآیندهای مدیریتی و مهندسی در سطح سازمان تعریف شده و به طور یکنواخت، به کار گرفته میشوند.
سطح 4 یا مدیریت شده به صورت کمّی: اندازهگیری فرآیند و محصول، انجام میشود و مدیریت، فرآیند و محصول را به صورت کمّی، درک کرده و کنترل میکند.
سطح 5 یا بهینه: بهبود مستمر فرآیند از طریق بازخورد کمّی از فرآیندها و بکارگیری نوآوریهای تکنولوژیک انجام میگیرد.
مشخصات سطح 1 :
مشخصات سطح 2 :
مشخصات سطح 3 :
مشخصات سطح 4 :
مشخصات سطح 5 :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متنتحقیق در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل تحقیق
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

فایل
ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا
zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان
است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
لینک دانلود تحقیق :استفاده از مدل CMMI در بهبود سازمانهای نرمافزاری