هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .
در تحقیق حاضر برای بررسی تاثیر تفکر استراتژیک مدیران بر عوامل ایجاد کننده مزیت رقابتی از نظریه مایکل پورتر که یکی از نظریه پردازان و استراتژیستهای بنام جهانی است استفاده گردیده و جهت کاوش بر روی تفکر استراتژیک براساس نظریه جین لیدکا که جزء معدود کسانی است که تفکر استراتژیک را بصورت عملی مورد بررسی قرار داده استفاده شده است.
الف) طبق نظریه لیدکا ابعاد تفکر استرتژیک عبارتنداز:
۱ . چشم انداز سیستمی
ب) نظریه پورتر (عوامل ایجاد کننده مزیت رقابتی منبع محور) :
بر اساس چارچوب نظری تحقیق، مدل تحلیلی تحقیق به صورت زیر قابل ارائه است.
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .

از آنجا که پژوهش علمی فرآیندی ارتباطی است . پژوهشگران از فنون بخصوصی استفاده کرده و آنگاه نتایج کار خود را در معرض دید، بررسی و انتقاد دیگران قرار میدهد، این فرآیند ارتباطی مستلزم استفاده از یک زبان دقیق، مشخص و قطعی است. بعبارتی محقق میبایست معانی و مفاهیم خود را آنقدر دقیق بیان کند که هر خواننده با سابقه منظور او را بگونهای کامل و دقیق بفهمد . بتواند کار او را تکرار نماید لهذا در راستای نیل به اهداف فوق در ابتدا واژههای تخصصی تحقیق به شرح زیر تعریف میگردند:
تفکر استراتژیک: گلدمن و کاسی تفکر استراتژیک را به صورت یک تفکر ادراکی، سیستم محور، هدایت کننده و یک تفکر فرصت طلبانه که افراد و سازمان را به سوی اکتشافات جدید و استراتژیهای آرمانی هدایت می کند تعریف می کنند. در ایجاد و توسعه توانائی استراتژیکی فکر کردن نیاز به این دارد که واقعاً درک کنیم که و چه چیز اتفاق می افتد و چه چیز می خواهیم . آموزش تفکر استراتژیک و بکارگیری آن نیاز به یک برنامه ریزی دقیق جهت توسعه استراتژیک منابع انسانی و آموزش استراتژیکی دارد ( Casey&Goldman, 2010) .
شایستگیهای منحصربه فرد: در این بعد از شایستگیهای منحصربه فرد اشاره به عواملی دارد که موجب تمییز سازمان از دیگر سازمانهای موجود در صنعت می گردد. (هکس و مجلوف،۱۳۸۷،۱۳)
پایداری : پایداری مزیت رقابتی بستگی به عوامل گوناگونی دارد،برخی از عوامل پایداری مثل :قابلیت رقبای بالقوه و بالفعل و رقابت ناپذیری مزیت رقابتی و پویایی محیط می باشد.(خدادادحسینی وعزیزی،۱۳۸۵،۸۲)
قابلیت حفظ(نگهداری): در این بعد از ایجاد مزیت رقابتی (نگهداری)بستگی به توان مقاومتی سازمان ،انتقال پذیری و قابلیت تناسب:یعنی این که متنفع واقعی چه کسی است؟،مطرح می گردد(Sadler,2003).
فرصت شناسی/ وقت شناسی: مزیت رقابتی می بایست در زمان و فرصت مناسب ایجاد گردد و این مزیت رقابتی از شرایط مثل هزینه کمتر نسبت به ارزش تولیدی داشته باشد.تعریف گردیده است.(هکس و مجلوف،۱۳۸۷،۱۳).
تفکر استراتژیک به صورت یک فعالیت فردی شناخته شده است که در درون افراد نفوذ و جای کرده است تفکر استراتژیک مهم دیدن چیزی است که که دیگران نمی بینند،کشف یک نیاز نهفته به معنای کشف یک فرصت جدید است و این مفهوم اساس نوآوری در کسب وکار به شمار می آیدمنافع اصلی یک نوآوری به کسی تعلق دارد که نیازهای نهفته در محیط را زودتر از دیگران کشف کند و بهتر از دیگران به آن پاسخ گوید (liedtka , 1998). در این تحقیق پنج بعد تفکر استراتژیک به وسیله شاخصهای ذیل مورد سنجش قرار میگیرند.
شاخصهای چشم انداز سیستمی عبارتنداز:
نگرش سیستمی، درک روابط درونی بین پدیده ها، شناخت و توجه به فرایند تغییر در سیستمها، ارزشها و عقاید مشترک و محوری، هدف مشترک.
شاخصهای تمرکز بر قصد)نیّت)عبارتنداز:
احساس رهبری، داشتن حس اکتشافی(خلاقیت)، احساس کردن سرنوشت.
شاخصهای فرصت طلبی هوشمندعبارتنداز:
درک محیط خارجی و داخلی سازمان، شناسایی موضوعات استراتژیک سازمان، سازگاری با ابهام وپیچیدگی جهت تفسیر و ارزیابی وقایع، توجه به فرصتهای خارجی (دیدن فرصتهایی که سایر رقبا از دیدن آنها عاجزند)، هوشیاری نسبت به صنعت و رقبا، هوشیاری و توجه به نقاط قوتها و فرصتها، آگاهی از حوضه های اصلی شکه سازمان در آنها دچار مشکل است، درک اولویتهای استراتژیک توسط مدیریت ارشد، طرح گزینه های جدید در مواجهه با شرایط جدید محیطی.
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .

الف) قلمرو موضوعی تحقیق:
قلمروموضوعی تحقیق بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران ارشد و تأثیر آن برعوامل ایجاد کننده مزیت رقابتی(منبع محور) در بانک تجارت می باشد.
ب) قلمرو مکانی تحقیق:
قلمرو مکانی تحقیق حاضر بانک تجارت و سطح عالی مدیران(ارشد) در تهران می باشد.
ج) قلمرو زمانی تحقیق:
محدوده زمانی تحقیق حاضر از شهریور ماه سال ۱۳۸۹ لغایت شهریور ماه ۱۳۹۰ می باشد.
محدویتهای تحقیق عبارتند از :
از آنجا که پژوهش علمی فرآیندی ارتباطی است . پژوهشگران از فنون بخصوصی استفاده کرده و آنگاه نتایج کار خود را در معرض دید، بررسی و انتقاد دیگران قرار میدهد، این فرآیند ارتباطی مستلزم استفاده از یک زبان دقیق، مشخص و قطعی است. بعبارتی محقق میبایست معانی و مفاهیم خود را آنقدر دقیق بیان کند که هر خواننده با سابقه منظور او را بگونهای کامل و دقیق بفهمد . بتواند کار او را تکرار نماید لهذا در راستای نیل به اهداف فوق در ابتدا واژههای تخصصی تحقیق به شرح زیر تعریف میگردند:
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .

فرضیه های اصلی و فرعی تحقیق:
۱-۱٫ داشتن چشم انداز سیستمی بر عامل شایستگیهای منحصر بفرد ایجاد مزیت رقابتی دربانک تجارت موثر است.
۱-۲٫ تمرکز بر قصد بر عامل شایستگیهای منحصر بفرد ایجاد مزیت رقابتی دربانک تجارت موثر است.
۱-۳٫ تفکر در زمان بر عامل شایستگیهای منحصر بفرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۱-۴٫ داشتن تفکر فرضیه محور بر عامل شایستگیهای منحصر بفرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۱-۵٫ فرصت طلبی هوشمند بر عامل شایستگیهای منحصر بفرد ایجاد مزیت رقابتی دربانک تجارت موثر است.
۲-۱٫ داشتن چشم انداز سیستمی بر عامل قابلیت دوام و پایداری ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۲-۲٫ تمرکز بر قصد بر عامل قابلیت دوام و پایداری ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۲-۳٫ تفکر در زمان بر عامل قابلیت دوام و پایداری ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۲-۴٫ داشتن تفکر فرضیه محور بر عامل قابلیت دوام و پایداری ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۲-۵٫ فرصت طلبی هوشمند بر عامل قابلیت دوام و پایداری ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۳-۱٫ چشم انداز سیستمی بر عامل قابلیت حفظ(نگهداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۳-۲٫ تمرکز بر قصد بر عامل قابلیت حفظ(نگهداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۳-۳٫ تفکر در زمان بر عامل قابلیت حفظ(نگهداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۳-۴٫ داشتن تفکر فرضیه محور بر عامل قابلیت حفظ(نگهداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۳-۵٫ فرصت طلبی هوشمند بر عامل قابلیت حفظ(نگهداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
۴-۱٫ داشتن چشم انداز سیستمی بر عامل فرصت شناسی/وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت موثر است.
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .

مثالی از یک مدل برای آموزش استراتژیک که در نوشته ها و منابع یافت می شود به راث ول وکازانس مرتبط است. این مدل شامل۱۱ مرحله است که عبارتنداز :
مرحله اول- شناسایی فرصت هایی که در طی آن می توان از آموزش استراتژیک استفاده کرد: مرحله اول توضیح می دهد که آموزش استراتژیک باید به صورت پیش فعال استفاده شود تا یک مشکل یا موضوعی که باید در آموزش استراتژیک بدان پرداخته شود، پیدا شود. آموزش استراتژیک بیشتر بر شناخت مشکل تمرکز دارد تا حل مشکل.
این موضوعات یا مشکلات با طرح سؤالات زیر شناسایی می شوند :
در طی این مرحله نوعی مقایسه بین عملکرد فعلی و آتی عوامل صورت می گیرد.
راث ول و کازاناس[۱] با بررسی این مرحله اعلام کرده اند که جهت گیری استراتژیک شرکت در حال حاضر باید معلوم شود چرا که مسئولیتها و فعالیتهای کدامیک از عوامل در آینده در طی این مرحله معین می شود.
مرحله دوم – شناسایی نیازهای مدیران، کارمندان و عوامل اجرایی به آموزش استراتژیک : هدف از هر دو نوع آموزش ، تعیین نیازهای اجرایی عوامل است. اگر چه قبل از پرداختن به این نیازها، باید آنها را به صورت صحیح شناسایی کرد. شناسایی نیازهای آموزشی کارمندان و به ویژه عوامل اجرایی و مدیران در مرحله دوم گنجانده شده است. چنانچه نیازهای آموزشی به درستی شناسایی شوند، باعث بهبود عملکرد عوامل در هر چهار حوزه استراتژیک شرکت در آینده خواهند شد. معیارهای متفاوتی برای ارزیابی عملکرد فعلی عوامل در مقابل عملکرد آتی آنها وجود دارد. معیاری که برای ارزیابی عملکرد فعلی عوامل استفاده می شود از استانداردهای اجرا و اعمال شده برای عملکرد موثر نشات گرفته اند. عملکرد عوامل از طریق توانایی آنها برای سهیم شدن در بازارهای رقابتی سنجش می شود و چنانچه عوامل، مهارتهای کافی نداشته باشند، آموزش معینی را نیاز خواهد داشت. شرایط تغییر کننده ایجاب می کند که روش عمل عوامل نیز برای تطابق با این شرایط تغییر یابد. مدیران، کارمندان و عوامل اجرایی باید خود را برای تغییر با این شرایط مجهز کرده و مهارتهای لازم را فراگیرند.
استانداردهای معین شده برای سنجش کارآمدی عملکردهای تغییر یافته در آموزش استراتژیک گنجانده شده اند. راث ول و کازاناس اعلام کرده اند که این استاندارد ها از لحاظ ماهوی غیر قطعی هستند. برای پیش بینی معیار آینده، عوامل توسعه منابع انسانی و سایرین باید نوع تاثیر تغییرات بر روی شغل و عملکرد شغلی را تعیین کنند.
[۱] Rothwell & kazanas
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت و تاثیر آن بر عولمل ایجاد کننده مزیت رقابتی (منبع محور) بانک تجارت می باشد.در راستای این هدف،اهداف زیر نیز دنبال می شود:
۱-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل شایستگیهای منحصربه فرد ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۲-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل ماندگاری و دوام(قابلیت پایداری) ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۳-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل قابلیت حفظ ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
۴-بررسی و تعیین میزان تاثیر تفکر استراتژیک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسی/ وقت شناسی ایجاد مزیت رقابتی در بانک تجارت.
و هدف کابردی تحقیق حاضر عبارت است از
ارائه پیشنهادهایی به منظور ارتقاء میزان تفکر استراتژیک مدیران بانک تجارت جهت ایجاد و تقویت عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی (منبع محور) .
