مقدمه
جاذبه هر رویکرد مدیریتی، انتظار رهنمون شدن به سود بیشتر برای مؤسسه است. این، به ویژه درباره نظام مدیریت استراتژی با تأثیر عمدهای که بر تدوین و اجرای برنامهها دارد، صادق است.
مجموعهای از مطالعات انجام شده درباره سازمانهای کسب و کار ، تأثیر فرآیندهای مدیریت استراتژیک را بر نتیجه نهایی اندازهگیری کردهاند. یکی از نخستین مطالعات عمده توسط آنسوف و همکاران در سال 1970 اجرا گردید.
در بررسی 93 مؤسسه تولیدی آمریکایی، پژوهشگران دریافتند که برنامه ریزان رسمی که از رویکرد مدیریت استراتژیک استفاده میکردهاند، بر حسب معیارهای مالی که فروش، داراییها، قیمت فروش، درآمد هر سهم و رشد درآمد را اندازه میگرفت، نسبت به مؤسسات بدون برنامهریزی، موفقیت بیشتری کسب نموده بودند. برنامهریزان همچنین در پیشبینی نتیجه فعالیتهای عمده استراتژیک دقت بیشتری داشتند.
دومین پژوهش پیشاهنگ توسط تیون و هاوس در سال 1970 چاپ شد که 36 مؤسسه در شش صنعت مختلف را مطالعه کرده بودند. انها دریافتند که برنامهریزان رسمی در صنایع نفت، غذایی، دارویی،فولاد، شیمیایی و ماشینآلات بطور قابل ملاحظهای از مؤسسات بدون برنامه در همان صنایع پیشی گرفته بودند. به علاوه، برنامهریزان، عملکرد خودشان را به میزان معتنابهی بعد از پیادهکردن فرآیند رسمی در مقایسه با عملکرد مالی در سالهای بدون برنامهریزی، بالا برده بودند.
بعداً ( 1972) هارولد از تکرار بخشی از پژوهش تیون و هاوس درباره شرکتهای دارویی و شیمیایی گزارش داد. یافتههای او مطالعه پیشین را تأیید کرد و در واقع نشان داد که تفاوت میان عملکرد مالی مؤسسات با برنامهریزی مؤسسات بدون برنامهریزی در طول زمان افزایش یافته بود.
در 1974 فولمر و رو ، مطالعهای از تجربه مدیریت استراتژیک 386 شرکت طی 2 سال منتشر کردند. نویسندگان دریافتند که مؤسسات تولیدکننده کالاهای بادوام، با مدیریت استراتژیک از مؤسسات بدون مدیریت استراتژیک از مؤسسات بدون مدیریت استراتژیک مؤفقتر بودند. مطالعه شرکتهای تولیدکننده کالاهای مصرفی و خدمات را شامل نمیشدـ احتمالاً به این دلیل که پژوهشگران، فکر میکردند که مدیریتی استراتژیک در این موسسات پدیده جدیدی است و نتیجه آن کاملاً روشن نشده است.
در 1974 شوفلر و همکاران نتیجه مطالعهای طراحی شده برای اندازهگیری تأثیر مطالعات بازار بر سود را منتشر ساختند. این پروژ اثرات برنامهریزی استراتژیک را بازده سرمایه در برمیگرفت. پژوهش به این نتیجه میرسد که بازده سرمایه بیش از اینکه تحت تأثیر سهم بازار، تراکم سرمایه وتنوع فعالیت بود. پروژه کامل که 37 متغیر عملکرد را شامل میشد، نشان داد که تا 80 درصد پیشرفت ممکن در سودآوری مؤسسه از طریق تغییر در جهت استراتژیک شرکت حاصل شده بود.
مطالعه دیگری درباره تأثیر گسترده توسط کارگر و مالیک در 1975 گزارش شد. پژوهش ایشان که 90 شرکت آمریکایی را در پنج صنعت در برمیگرفت، نشان داد که عملکرد شرکتهایی که از برنامهریزی استراتژیک بلندمدت استفاده میکردند برحسب معیارهای معمول مالی به میزان قابل توجهی بهتر از شرکتهایی بود که برنامهریزی رسمی داشتند.
سرانجامدر حالی که بیشتر مطالعات، مدیریت استراتژیک را در شرکتهای بزرگ آزمون کردند، گزارشی در سال 1982 نشان داد که برنامهریزی استراتژیک تأثیر مطلوبی عملکرد کسب و کارهای کوچک داشته است. رابینسون پس از مطالعه 101 مؤسسه چک خردهفروشی خدماتی و تولیدی ظرف مدت 3 سال ، دریافت شرکتهایی که از برنامهریزی استراتژیک استفاده میکردند، بهبود قابل توجهی از نظر فروش، سودآوری بهرهوری نسبت به مؤسساتی که فعالیت سیستماتیک برنامهریزی نداشتند به دست آورده بودند. الگوی کلی نتیجههای حاصل از هفت مطالعه،ارزش مدیریت استراتژیک را بر اساس معیارهای مختلف مالی به روشنی نشان میدهد. بر پایه شواهدی که در دست است،سازمانهایی که رویکرد مدیریت استراتژیک را به کار میبرند، بطور منطقی و جدی انتظار دارند که سیستم جدید، عملکرد مالی آنها را بهبود بخشد.
تعریف، مدیریت استراتژیک عبارت است از: مجموعه تصمیمات و فعالیتهای موجه صورتبندی واجرای استراتژی طراحی شده برای دستیابی به هدفهای سازمان.
این کار شامل توجه به نه حوزه پراهمیت است که شامل:
1ـ تعیین رسالت شرکت
2ـ تجزیه وتحلیل شرکت
3ـ ارزیابی محیط خارجی شرکت
4ـ تجزیه وتحلیل گزینههای ممکن در برابر نهادن وضعیت شرکت
5ـ تشخیص گزینه دلخواه
6ـ انتخاب استراتژیک مجموعه هدفهای بلندمدت و استراتژیهای اصلی لازم برای گزینه دلخواه
7ـ تدوین هدفهای سالیانه
8ـ اجرای تصمیمات انتخاب استراتژیک بر ااس تخصیص منابع بودجه شده با تعیین هماهنگی میان فعالیتها
9ـ بررسی و ارزیابی موقعیت فرایند استراتژیک
ابعاد تصمیمات استراتژیک:
کدامیک از تصمیمات کسب و کار موسسه استراتژیک است . لذا سزاوار توجه مدیریت استراتژیک؟ مسائل استراتژیک معمولاً شش بعد قابل تشخیص دارند: مسائل استراتژیک به تصمیمات مدیریت مالی نیاز دارد. تصمیمات استراتژیک در آن واحد با چندبخش از عملیات مؤسسه سروکار دارند بنابراین دخالت مدیران مالی در تصمیمگیری ضروری است. تنها در این سطح چشمانداز درک و پیشبینی اثرات گسترده و پیامدهای آن و قدرت تصویب تخصیص منابع لازم برای اجرا وجود دارد.
ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک
پیچیدگی و ظرافت تصمیمگیری درکسب وکار، مدیریت استراتژیک را ضروری میسازد. مدیریت فعالیتهای متنوع و چند بعدی درونی، تنها بخشی از مسئولیتهای مدرن مدیران است. محیط بلافصل برونی مؤسسه مجموعه بعدی عوامل چالش انگیز را فرامیاورد. این محیط ، رقبا را هروقت که سود امکانپذیر به نظرآید، تأمینکنندگان منابعی که روز به روزکمیابتر میشوند، سازمانهای دولتی که بر تبعیت از مقرراتی فزاینده نظارت میکنند و مشتریانی که خواستههای غالباً نامعقولشان باید پیشبینی شود را در برمیگیرد. محیط برونی دور نیز بر جو عمومی ولی با نفوذی که مؤسسه در آن قرار دارد تأثیر میگذارد این محیط شرایط اقتصادی، تغییرات اجتماعی، رجحانهای سیاسی و پیشرفتهای فنی را دربرمیگیرد که همه را باید پیشبینی، نظارت و ارزیابی کرد و در تصمیمگیری سطح بالا دخالت داد. با این وجود این تأثیرها غالباً پائینتر از چهارمین عامل عمده در تصمیمگیری مدیریت عالی قرار میگیرند، که عبارت است از، هدفهای متعدد و غالباً ناپایدار صاحبان منافع مؤسسه: سهامداران، مدیران عالی،کارکنان، اجتماعات، مشتریان و کشور.
به منظور برخورد اثربخش با همه عواملی که بر توانایی شرکت در رشد سودآور ان تأثیر دارند، مدیران فزایندههای مدیریت استراتژیک را به گونهای طراحی میکنند که به نظرشان وضعیت بهینه مؤسسه را در محیط رقابتیاش تسهیل مینماید. چنینی استقراری به این لحاظ امکانپذیر است که فرایندهای استراتژیک برآورد دقیقتری از تغییرات محیطی فراهم میکنند و برای واکنش نسبت به فشارهای داخلی یا رقابتی آمادگی بیشتری پدید میاورند.
از پایان جنگ دوم جهانی به این سوی، فرایندهای مدیریتی با دامنه وسیع ومقیاسی بزرگ، بویژه به عنوان عکس العمل بزرگ شدن اندازه و تعداد مؤسسات رقیب، توسعه دخالت دولت به عنوان یک خریدار، فروشنده ، ناظم و رقیب در بازار آزاد و درگیرشدن بیشتر کسب وکار در بازرگانی بینالمللی به شدت پیچیده شدهاند. میتوان گفت که عمدهترین پیشرفت فرایندهای مدیریت در دهه 1970 روی داد. «برنامهریزی بلندمدت»، «مدیریت موسسات جدید»،«طرح ریزی. برنامهریزی، بودجهبندی» و «سیاست بازرگانی»، با تأکید بیشتر بر پیش بینی محیط وملاحظات درونی و برونی در تدوین واجرای برنامهها در هم تنیده شد. این رویکرد فراگیر به عنوان مدیریت استراتژیک یا برنامهریزی استراتژیک شناخته میشود.
تعریف: مدیریت استراتژیک عبارت است از: مجموعه تصمیمات و فعالیتهای موجه صورتبندی و اجرای استراتژی طراحی شده برای دستیابی به هدفهای سازمان. این کار شامل توجه به نه حوزه پراهمیت است:
1ـ تعیین رسالت شرکت، شامل بیانیههای کلی درباره قصد، فلسفه و هدفهای آن.
2ـ تجزیه و تحلیل شرکت به نحوی که وضعیت و تواناییای درونی آن را نشان دهد.
3ـ ارزیابی محیط خارجی شرکت بر حسب رقابت وعوامل عمومی اوضاع واحوال.
4ـ تجزیه وتحلیل گزینههای ممکن که از برابرنهادن وضعیت شرکت و محیط خارجی نمایان شدهاند.
5ـ تشخیص گزینه دلخواه، هنگامی که امکانات در پرتو رسالت شرکت سنجیده میشود.
6ـ انتخاب استراتژیک مجموعه هدفهای بلندمدت واستراتژیای اصلی لازم برای دستیابی به گزینه دلخواه.
7ـ تدوین هدفهای سالیانه واستراتژی کوتاهمدت سازگار با هدفهای بلندمدت و استراتژیهای اصلی.
8ـ اجرای تصمیمات انتخاب استراتژیک براساس تخصیص منابع بودجه شده با تأکید بر هماهنگی میان فعالیتها، کارکنان، ساختار، تکنولوژی و نظام پاداش.
9ـ بررسی و ارزیابی موفقت فرایند استراتژیک برای استفاده در کنترل و به عنوان دروندادی برای تصمیمات آینده.
همچنانکه این ارائه نه مورد نشان میدهد، مدیریت استراتژیک، برنامهریزی، راهبری، سازماندهی و کنترل تصمیمات استراتژیک و فعالیتهای کسب و کار را در برمیگیرد.استراتژی در نظر مدیران، به معنای برنامه های مقیاس بزرگ و آیندهنگر برای تعامل با محیط رقابتی به منظور بهینه کردن دستیابی به هدفهای سازمان است. بنابراین استراتژی در واقع «برنامهبازی»مؤسسه است. اگر چه استراتژی همه نیازهای آینده( انسانی، مالی و مواد) را به تفصیل بیان نمیکند، ولی چارچوبی برای تصمیمگیری مدیریتی فراهم میسازد. استراتژی آگاهی شرکت درباره نحوه رقابت کردن. در برابر کی، کی، کجا و برای چه را نشان میدهد.
مسائل استراتژیک مستلزم تخصیص مقادیر زیادی از منابع شرکت است.
مسائل استراتژیک اثرات عمدهای بر رونق بلندمدت مؤسسه دارند.تصمیمات استراتژیک ظاهراً موسسه را برای مدت درازی معمولاً پنج سال متعهد میسازد با این وجود چهارچوب اثرات آن بسی فراتر از این مدت است.
مسائل استراتژیک آینده نگر هستند.
مسائل استراتژیک معمولاً پیامدهای عمده چند وظیفهای یا چند کسب و کاری دارند.
مسائل استراتژیک در نظر گرفتن عوامل محیط خارجی مؤسسه را ضروری میسازند.
سطوح مختلف استراتژی: سلسله مراتب تصمیمگیری مؤسسات کسب وکار معمولاً شامل 3 سطح است: در بالا سطح مؤسسه عمدتاً شامل اعضای هیئت مدیره، مدیرعامل و مدیران اداری است.
این گروه مسئول عملکرد مالی کل مؤسسه و دستیابی به هدفهای غیر مالی میباشد.
دومین رده سلسله مراتب تصمیمگیری سطح کسب و کار است که عمدتاً مدیران مؤسسه و کسب و کار را در بر میگیرد. این مدیران باید بنیانهای عمومی مربوط به جهتها و مقاصد سطح مؤسسه را به هدفها و استراتژیهای ملموس وظیفهای برای بخشهای کسب و کار یا واحد استراتژیک کسب و کار تبدیل نمایند.
سومین رده، سطح وظیفهای است که عمدتاً مدیران محصول ، بعد احیایی و حوزههای وظیفهای را در برمیگیرد. مسئولیتهای آنها تدوین هدفهای سالیانه و استراتژیهای کوتاهمدت در زمینه تولید، عملیات، تحقیق و توسعهمالی و حسابداری، بازاریابی و روابط انسانی است.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :
فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
ایمنی و بهداشت محیط کار
تاریخچه:
بشر از زمانی که خود را شنا خته، در پی تلاش و فعالیت بوده و طبیعتاً در مسیر زمان، تحولاتی را پشت سر گذاشته است.
در دورههایی که زندگی بشر از شکار و صید و یا کشاورزی تأمین میشده، به سبب سادگی ابزار، عوارض وابسته به شغل (ایمنی و بهداشت محیط کار) ناچیز بوده است و در اکثر موارد از چند خراش یا زخم ساده یا حدا کثر شکستگی اعضاء تجاوز نمیکرده است، ولی بتدریج که صنعت پیشرفت کرد و نیروی محرکه مکانیکی و الکتریکی بوجود آمد، خطرات نیز به همان نسبت افزایش یافت.
با وقوع انقلاب صنعتی در سالهای بین 1760 تا 1830 در انگلستان و سرایت آن به دیگر کشورهای اروپایی، نیروی محرکه مکانیکی و الکتریکی وبوجود آمد با گسترش اختراعات و اکتشافات به تدریج کارهای دستی، ماشینی شد.
استفاده از انرژیهای ماهیچهای، حیوانات، باد و جریان آب به حداقل رسید و استفاده از انرژی جریان الکتریسیته، انرژی بخار (از طریق ماشین بخار و توربین بخار) و انرژی سوخت (گازهای ناشی از سوخت بنزین و گازوئیل) افزایش یافت و جایگزین آنها شد.
انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار (1782) توسط «جیمز وات» آغاز شد و جهشی در صنایع نساجی و به دنبال آن در صنایع دیگر در انگلستان ایجاد کرد. سپس با اختراع وسایل ماشینی متعدد (به منظور تغییر و تبدیل انرژی) به سرعت در تمام اروپا و آمریک او بعد هم در نقاط دیگر جهان گسترش یافت.
در نتیجه انقلاب صنعتی و اختراع و تکامل ماشینهای تولید جدید، محیط کار از خانهها و کارگاههای کوچک به کارخانهها کشانده شد و صنعت چهره جدیدی به خود گرفت.
هرچند انقلاب صنعتی برای انسان آسایش زیادی در زندگی به همراه آورد و باعث گسترش پیشرفت در کلیه مظاهر و شؤون حیات شد، لیکن این دگرگونیها جنبههای منفی نیز به دنبال داشت که مهمترین آنها حوادث صنعتی، سروصدا، آلودگی محیط زیست و آلودگی هواست.
درباره پیشگیری از حوادث صنعتی بایستی اذعان داشت که بشر با قیمتی گزاف و دردناک تجربه اندوزی کرده است. اوایل قرن نوزدهم با اوج انقلاب صنعتی و ورود ماشین در عرصه تولید، تغییرات شگرف، وسیع و همه جانبهای در شیوه زندگی و اوضاع اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی مردم جهان پدیدار شد.
اولین قانون کار را فرانسه در خصوص کارخانهها و کارگاههایی که ار انرژی مکانیکی استفاده مینمودند و یا کار بطور مداوم در آنها صورت میگرفت، مدون ساخت و همین قانون یک نظام بازرسی را در کارخانههایی که دارای 20 کارگر بودند پیشبینی نمود، معذالک قوانین لازم در خصوص حفاظت فنی و واقعی کلمه تا سال 1839 تدوین نگردید.
در بخشنامهای به تاریخ 28 مه 1845 وزیر کشور و دارایی پروس توصیه نمودند که برای کارخانهها بازرسان طبی تعیین شود. در سال 1853 برای مراکز صنعتی دوسلدرف- اکس لاشاپل و آرنسبرگ، بازرسانی از سوی دولت، انتخاب و موظف شدند که به امور حفاظتی و نیز سلامت کارگران جوان رسیدگی کنند.
حمایت عمومی از کارگران، در مقابل حوادث و بیماریهای ناشی از کار، با تدوین قوانینی بوسیله کنفدراسیون آلمان شرقی در سال 1869 تأمین شد و سپس در سال 1872 یک نظام بازرسی حفاظت و بهداشت کار بطور کلی، در پروس و تقریباً در همان دوره در ایالات صنعتی ساکس و باد بوجود آمد.
به موجب قانون امپراطوری مصوب 15 ژوئیه 1878، بازرسی کارخانهها در کلیه ایالات آلمان اجباری گردید. قوانین مربوط به بیمه حوادث ناشی از کار - که در چهارچوب آن نظام انجمنهای و بیمه حوادث بوجود آمد- در سال 1884 تدوین گردید.
انجمن ژاپنی برای رفاه در صنایع که در سال 1928 تأسیس شد، یکی از قدیمیترین سازمانهای موجود در آسیا میباشد و به دنبال آن انجمن هندی برای حفاظت که در سال 1931 تأسیس شد. در کشور استرالیا شورای ملی برای حفاظت و انجمن گال جدید جنوبی، فعالیتهای خود را از سال 1927 آغاز کردهاند.
شاید در صنعت معدن بیشتر از هر رشته دیگر در زمینه حفاظت تحقیقات به عمل آمده باشد. انفجار گاز و غبار، موارد حریق، تأسیسات برقی از مسائلی هستند که درباره آنها کارهای زیادی صورت گرفته است. بطور کلی صنعت از تحقیقات مربوط به محصولات شیمیایی و مصالح ساختمانی، مواد استخراجی، ماسکهای تنفسی و غیره استفاده شایانی نموده است. به عنوان نمونه مؤسسات تحقیقی میتوان مؤسسات زیر را نام برد:
1- انجمن صاحبان صنایع بلژیک
2- انستیتو «فدرال» برای آزمایش مواد و مصالح
3- انستیتوی «بوخوم» در خصوص تحقیقات راجع به سیلیکوز در جمهوری فدرال آلمان
4- مرکز مطالعات و تحقیقات در خصوص صنعت زغال در فرانسه (صنعت ملی شده)
5- استیتوی ملی ایتالیا برای پیشگیری از حوادث
6- انستیتو حفاظت در معادن شفلید انگلستان
7- دفتر معادن در ایالات متحده آمریکا
سازمان بینالمللی کار (I.L.O)
«International Labour Organisation»
سازمان بینالمللی کار در سال 1919 به موجب ماده 13 «قرارداد صلح ورسای» تأسیس شد و 42 کشور به عضویت آن درآمدند. هدف از تأسیس این سازمان، استقرار عدالت اجتماعی، آزادی و امنیت اقتصادی و ایجاد فرصتهای مساوی برای مردم همه کشورها بوده است.
سازمان بینالمللی کار در حقیقت یکی از قدیمیترین مؤسسات بینالمللی است که گرچه پس از اولین جنگ جهانی ایجاد شد، بعد از جنگ جهانسوز و خانه خراب کن جهانی دوم نیز همچنان پابرجا باقی ماند و در سال 1946 بصورت یکی از سازمانهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد درآمد.
این سازمان، تنها تشکیلات بینالمللی است که در کار و فعالیت آن نه تنها نمایندگان دولتها، بلکه نمایندگان کارگران و کارفرمایان نیز از سراسر دنیا شرکت میکنند، و این سه جانبه بودن باعث میشود که فعالیتهایش به واقعیتهای روزمره دنیای امروز نزدیک شود.
وظایف سازمان بینالمللی کار
وظایف سازمان بینالمللی کار در کنفرانسی که در سال 1944 در فیلادلفیا تشکیل شد، به شرح زیر مورد تأکید قرار گرفت:
سازمان بینالمللی کار موظف است که در کشورهای مختلف جهان برنامههایی را به منظور تأمین هدفهای زیر تشویق نماید:
1) اشتغال تام و بالا بردن سطح زندگی.
2) بکار گماردن کارگران در مشاغلی که رضایت خاطر، کاردانی و مهارت خویش را در آنها ابراز و تا سر حد امکان به تأمین رفاه و آسایش عمومی خدمت کنند.
3) ایجاد تضمینهای لازم برای عموم کارگران ذینفع، از نظر امکانات آموزشی و ایجاد وسایل به منظور تسهیل نقل و انتقال کارگران و همچنین مهاجرت آنها.
4- تأمین امکاناتی برای عموم افراد، به ترتیبی که از ترقیات حاصل در موارد مربوط به دستمزد و درآمد، مدت کار و دیگر شرایط کار بطور عادلانه بهرهمند شوند و همچنین تأمل حداقل دستمزد و معاش برای عموم اشخاصی که شغلی دارند و نیاز به حمایت دارند.
5- شناسایی واقعی حق مذاکره و انعقاد پیمانهای دسته جمعی و همکاری کارفرمایان و کارگران در بهبود مداوم نحوه کار و تولید و همچنین همکاری کارگران و کارفرمایان در تنظیم و اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی.
6- توسعه مقررات تأمین اجتماعی، به منظور تأمین درآمدی حتمی برای عموم اشخاصی که به این حمایت احتیاج دارند و همچنین تأمین معالجات پزشکی کامل.
7- حمایته کافی و کامل از زندگی و سلامت کارگران در کلیه مشاغل.
8- حمایت از کودکان و مادران.
9- حمایت از تأمین غذا و مسکن مناسب و وسایل تفریحی و فرهنگی.
10- بوجود آوردن امکانات برابر در امور آموزشی و حرفهای.
در زمینه محیط و شرایط کار و حفاظت در کار، سازمان بینالمللی کار وظایف زیر را انجام میدهد:
1- بهبود امور حفاظت و بهداشت در محیط کار، جلوگیری از امراض و حوادث ناشی از کار و کنترل خطرهای محیط.
2- ایجاد و تقویت مؤسسات تخصصی، مانند: مؤسسههای ملی کار، آزمایشگاههای بهداشت صنعتی، مراکز بهداشت و حفاظت کار و بخشهای آموزش حفاظت.
3- رسیدگی به مسائل مربوط به زمان کار (حداکثر کار قانونی، اضافه کار، کار نوبتی و شب کار) و مسائل پزشکی، اقتصادی و اجتماعی آنها.
4- تعیین محتوای مشاغل.
5- کمک به گزینش تکنولوژی مناسب، به عنوان وسیلهای جهت بهبود و حفاظت شرا یط و محیط کار.
6- خدمات رفاهی برای کارگران (بویژه مسکن، تغذیه، بهداشت و آموزش).
7- تهیه متون مربوط به مطالعات فنی.
8- کمک مستقیم به دول، از طریق اعزام کارشناسان، اعطای بورس، تهیه تجهیزات، تنظیم و طرح آئیننامهها و ارسال اطلاعات و غیره.
9- کمک به سازمانهای محلی حفاظتی و بهداشت کار و مراکز تحقیقات و انجمنهای کارفرمایی و سندیکاهای کشورهای مختلف.
ساختار و نحوه کار سازمان بینالمللی کار
سازمان بینالمللی کار دارای سه رکن اصلی است:
1- کنفرانس بینالمللی کار
2- هیئت مدیره
3- دفتر بینالمللی کار
که فعالیتهای این سازمان از طریق این سه رکن انجام میپذیرد.
کنفرانس بینالمللی کار که هر سال تشکیل جلسه میدهد، یکی از مجالس جهانی است که در آن مسائل اجتماعی و مشکلات مربوط به بحث گذاشته میشود و استانداردهای بینالمللی کار و اهداف کلی سازمان بینالملی کار در این اجلاس تعیین میگردد. هر دو سال یک با ر،کنفرانس اقدام به تصویب برنامه کار سازمان بینالمللی کار در این اجلاس تعیین میگردد. هر دو سال یک بار، کنفرانس اقدام به تصویب برنامه کار سازمان بینالمللی کار و تعیین بودجه پرداختی کشورهای عضو مینماید. هر عضو (کشور) میتواند با چهار نماینده در کنفرانس شرکت کند. دو نماینده دولت یک نماینده کارفرما و یک نماینده کارگر. هر نماینده حداکثر میتواند دو مشاور فنی نیز همراه داشته باشد که البته مشاورین حق رای نخواهند داشت.
در فاصله هر اجلاس، هدایت امور سازمان بینالمللی کار، به عهده هیئت مدیره میباشد. هیئت مدیره از 28 نماینده دولت، 14 نماینده کارگری و 14 نماینده کارفرمائی ترکیب مییابد و معمولاً هر سال سه دوره اجلاسیه تشکیل میشود.
دفتر بینالمللی کار که مقر آن در «ژنو» است، دبیرخانه سازمان محسوب میشود. این دفتر همچنین فعالیتهای لازم برای همکاری فنی را هماهنگ میکند و مرکزیت تحقیقات و انتشارات را بعهده دارد. بیش از سه هزار کارمند دفتر بینالمللی کار، دارای صدها ملیت مختلف، در ژنو و در مناطق مختلف دنیا کار میکنند.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :
فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
تاریخچه:
بشر از زمانی که خود را شنا خته، در پی تلاش و فعالیت بوده و طبیعتاً در مسیر زمان، تحولاتی را پشت سر گذاشته است.
در دورههایی که زندگی بشر از شکار و صید و یا کشاورزی تأمین میشده، به سبب سادگی ابزار، عوارض وابسته به شغل (ایمنی و بهداشت محیط کار) ناچیز بوده است و در اکثر موارد از چند خراش یا زخم ساده یا حدا کثر شکستگی اعضاء تجاوز نمیکرده است، ولی بتدریج که صنعت پیشرفت کرد و نیروی محرکه مکانیکی و الکتریکی بوجود آمد، خطرات نیز به همان نسبت افزایش یافت.
با وقوع انقلاب صنعتی در سالهای بین 1760 تا 1830 در انگلستان و سرایت آن به دیگر کشورهای اروپایی، نیروی محرکه مکانیکی و الکتریکی وبوجود آمد با گسترش اختراعات و اکتشافات به تدریج کارهای دستی، ماشینی شد.
استفاده از انرژیهای ماهیچهای، حیوانات، باد و جریان آب به حداقل رسید و استفاده از انرژی جریان الکتریسیته، انرژی بخار (از طریق ماشین بخار و توربین بخار) و انرژی سوخت (گازهای ناشی از سوخت بنزین و گازوئیل) افزایش یافت و جایگزین آنها شد.
انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار (1782) توسط «جیمز وات» آغاز شد و جهشی در صنایع نساجی و به دنبال آن در صنایع دیگر در انگلستان ایجاد کرد. سپس با اختراع وسایل ماشینی متعدد (به منظور تغییر و تبدیل انرژی) به سرعت در تمام اروپا و آمریک او بعد هم در نقاط دیگر جهان گسترش یافت.
در نتیجه انقلاب صنعتی و اختراع و تکامل ماشینهای تولید جدید، محیط کار از خانهها و کارگاههای کوچک به کارخانهها کشانده شد و صنعت چهره جدیدی به خود گرفت.
هرچند انقلاب صنعتی برای انسان آسایش زیادی در زندگی به همراه آورد و باعث گسترش پیشرفت در کلیه مظاهر و شؤون حیات شد، لیکن این دگرگونیها جنبههای منفی نیز به دنبال داشت که مهمترین آنها حوادث صنعتی، سروصدا، آلودگی محیط زیست و آلودگی هواست.
درباره پیشگیری از حوادث صنعتی بایستی اذعان داشت که بشر با قیمتی گزاف و دردناک تجربه اندوزی کرده است. اوایل قرن نوزدهم با اوج انقلاب صنعتی و ورود ماشین در عرصه تولید، تغییرات شگرف، وسیع و همه جانبهای در شیوه زندگی و اوضاع اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی مردم جهان پدیدار شد.
اولین قانون کار را فرانسه در خصوص کارخانهها و کارگاههایی که ار انرژی مکانیکی استفاده مینمودند و یا کار بطور مداوم در آنها صورت میگرفت، مدون ساخت و همین قانون یک نظام بازرسی را در کارخانههایی که دارای 20 کارگر بودند پیشبینی نمود، معذالک قوانین لازم در خصوص حفاظت فنی و واقعی کلمه تا سال 1839 تدوین نگردید.
در بخشنامهای به تاریخ 28 مه 1845 وزیر کشور و دارایی پروس توصیه نمودند که برای کارخانهها بازرسان طبی تعیین شود. در سال 1853 برای مراکز صنعتی دوسلدرف- اکس لاشاپل و آرنسبرگ، بازرسانی از سوی دولت، انتخاب و موظف شدند که به امور حفاظتی و نیز سلامت کارگران جوان رسیدگی کنند.
حمایت عمومی از کارگران، در مقابل حوادث و بیماریهای ناشی از کار، با تدوین قوانینی بوسیله کنفدراسیون آلمان شرقی در سال 1869 تأمین شد و سپس در سال 1872 یک نظام بازرسی حفاظت و بهداشت کار بطور کلی، در پروس و تقریباً در همان دوره در ایالات صنعتی ساکس و باد بوجود آمد.
به موجب قانون امپراطوری مصوب 15 ژوئیه 1878، بازرسی کارخانهها در کلیه ایالات آلمان اجباری گردید. قوانین مربوط به بیمه حوادث ناشی از کار - که در چهارچوب آن نظام انجمنهای و بیمه حوادث بوجود آمد- در سال 1884 تدوین گردید.
انجمن ژاپنی برای رفاه در صنایع که در سال 1928 تأسیس شد، یکی از قدیمیترین سازمانهای موجود در آسیا میباشد و به دنبال آن انجمن هندی برای حفاظت که در سال 1931 تأسیس شد. در کشور استرالیا شورای ملی برای حفاظت و انجمن گال جدید جنوبی، فعالیتهای خود را از سال 1927 آغاز کردهاند.
شاید در صنعت معدن بیشتر از هر رشته دیگر در زمینه حفاظت تحقیقات به عمل آمده باشد. انفجار گاز و غبار، موارد حریق، تأسیسات برقی از مسائلی هستند که درباره آنها کارهای زیادی صورت گرفته است. بطور کلی صنعت از تحقیقات مربوط به محصولات شیمیایی و مصالح ساختمانی، مواد استخراجی، ماسکهای تنفسی و غیره استفاده شایانی نموده است. به عنوان نمونه مؤسسات تحقیقی میتوان مؤسسات زیر را نام برد:
1- انجمن صاحبان صنایع بلژیک
2- انستیتو «فدرال» برای آزمایش مواد و مصالح
3- انستیتوی «بوخوم» در خصوص تحقیقات راجع به سیلیکوز در جمهوری فدرال آلمان
4- مرکز مطالعات و تحقیقات در خصوص صنعت زغال در فرانسه (صنعت ملی شده)
5- استیتوی ملی ایتالیا برای پیشگیری از حوادث
6- انستیتو حفاظت در معادن شفلید انگلستان
7- دفتر معادن در ایالات متحده آمریکا
سازمان بینالمللی کار (I.L.O)
«International Labour Organisation»
سازمان بینالمللی کار در سال 1919 به موجب ماده 13 «قرارداد صلح ورسای» تأسیس شد و 42 کشور به عضویت آن درآمدند. هدف از تأسیس این سازمان، استقرار عدالت اجتماعی، آزادی و امنیت اقتصادی و ایجاد فرصتهای مساوی برای مردم همه کشورها بوده است.
سازمان بینالمللی کار در حقیقت یکی از قدیمیترین مؤسسات بینالمللی است که گرچه پس از اولین جنگ جهانی ایجاد شد، بعد از جنگ جهانسوز و خانه خراب کن جهانی دوم نیز همچنان پابرجا باقی ماند و در سال 1946 بصورت یکی از سازمانهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد درآمد.
این سازمان، تنها تشکیلات بینالمللی است که در کار و فعالیت آن نه تنها نمایندگان دولتها، بلکه نمایندگان کارگران و کارفرمایان نیز از سراسر دنیا شرکت میکنند، و این سه جانبه بودن باعث میشود که فعالیتهایش به واقعیتهای روزمره دنیای امروز نزدیک شود.
وظایف سازمان بینالمللی کار
وظایف سازمان بینالمللی کار در کنفرانسی که در سال 1944 در فیلادلفیا تشکیل شد، به شرح زیر مورد تأکید قرار گرفت:
سازمان بینالمللی کار موظف است که در کشورهای مختلف جهان برنامههایی را به منظور تأمین هدفهای زیر تشویق نماید:
1) اشتغال تام و بالا بردن سطح زندگی.
2) بکار گماردن کارگران در مشاغلی که رضایت خاطر، کاردانی و مهارت خویش را در آنها ابراز و تا سر حد امکان به تأمین رفاه و آسایش عمومی خدمت کنند.
3) ایجاد تضمینهای لازم برای عموم کارگران ذینفع، از نظر امکانات آموزشی و ایجاد وسایل به منظور تسهیل نقل و انتقال کارگران و همچنین مهاجرت آنها.
4- تأمین امکاناتی برای عموم افراد، به ترتیبی که از ترقیات حاصل در موارد مربوط به دستمزد و درآمد، مدت کار و دیگر شرایط کار بطور عادلانه بهرهمند شوند و همچنین تأمل حداقل دستمزد و معاش برای عموم اشخاصی که شغلی دارند و نیاز به حمایت دارند.
5- شناسایی واقعی حق مذاکره و انعقاد پیمانهای دسته جمعی و همکاری کارفرمایان و کارگران در بهبود مداوم نحوه کار و تولید و همچنین همکاری کارگران و کارفرمایان در تنظیم و اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی.
6- توسعه مقررات تأمین اجتماعی، به منظور تأمین درآمدی حتمی برای عموم اشخاصی که به این حمایت احتیاج دارند و همچنین تأمین معالجات پزشکی کامل.
7- حمایته کافی و کامل از زندگی و سلامت کارگران در کلیه مشاغل.
8- حمایت از کودکان و مادران.
9- حمایت از تأمین غذا و مسکن مناسب و وسایل تفریحی و فرهنگی.
10- بوجود آوردن امکانات برابر در امور آموزشی و حرفهای.
در زمینه محیط و شرایط کار و حفاظت در کار، سازمان بینالمللی کار وظایف زیر را انجام میدهد:
1- بهبود امور حفاظت و بهداشت در محیط کار، جلوگیری از امراض و حوادث ناشی از کار و کنترل خطرهای محیط.
2- ایجاد و تقویت مؤسسات تخصصی، مانند: مؤسسههای ملی کار، آزمایشگاههای بهداشت صنعتی، مراکز بهداشت و حفاظت کار و بخشهای آموزش حفاظت.
3- رسیدگی به مسائل مربوط به زمان کار (حداکثر کار قانونی، اضافه کار، کار نوبتی و شب کار) و مسائل پزشکی، اقتصادی و اجتماعی آنها.
4- تعیین محتوای مشاغل.
5- کمک به گزینش تکنولوژی مناسب، به عنوان وسیلهای جهت بهبود و حفاظت شرا یط و محیط کار.
6- خدمات رفاهی برای کارگران (بویژه مسکن، تغذیه، بهداشت و آموزش).
7- تهیه متون مربوط به مطالعات فنی.
8- کمک مستقیم به دول، از طریق اعزام کارشناسان، اعطای بورس، تهیه تجهیزات، تنظیم و طرح آئیننامهها و ارسال اطلاعات و غیره.
9- کمک به سازمانهای محلی حفاظتی و بهداشت کار و مراکز تحقیقات و انجمنهای کارفرمایی و سندیکاهای کشورهای مختلف.
ساختار و نحوه کار سازمان بینالمللی کار
سازمان بینالمللی کار دارای سه رکن اصلی است:
1- کنفرانس بینالمللی کار
2- هیئت مدیره
3- دفتر بینالمللی کار
که فعالیتهای این سازمان از طریق این سه رکن انجام میپذیرد.
کنفرانس بینالمللی کار که هر سال تشکیل جلسه میدهد، یکی از مجالس جهانی است که در آن مسائل اجتماعی و مشکلات مربوط به بحث گذاشته میشود و استانداردهای بینالمللی کار و اهداف کلی سازمان بینالملی کار در این اجلاس تعیین میگردد. هر دو سال یک با ر،کنفرانس اقدام به تصویب برنامه کار سازمان بینالمللی کار در این اجلاس تعیین میگردد. هر دو سال یک بار، کنفرانس اقدام به تصویب برنامه کار سازمان بینالمللی کار و تعیین بودجه پرداختی کشورهای عضو مینماید. هر عضو (کشور) میتواند با چهار نماینده در کنفرانس شرکت کند. دو نماینده دولت یک نماینده کارفرما و یک نماینده کارگر. هر نماینده حداکثر میتواند دو مشاور فنی نیز همراه داشته باشد که البته مشاورین حق رای نخواهند داشت.
در فاصله هر اجلاس، هدایت امور سازمان بینالمللی کار، به عهده هیئت مدیره میباشد. هیئت مدیره از 28 نماینده دولت، 14 نماینده کارگری و 14 نماینده کارفرمائی ترکیب مییابد و معمولاً هر سال سه دوره اجلاسیه تشکیل میشود.
دفتر بینالمللی کار که مقر آن در «ژنو» است، دبیرخانه سازمان محسوب میشود. این دفتر همچنین فعالیتهای لازم برای همکاری فنی را هماهنگ میکند و مرکزیت تحقیقات و انتشارات را بعهده دارد. بیش از سه هزار کارمند دفتر بینالمللی کار، دارای صدها ملیت مختلف، در ژنو و در مناطق مختلف دنیا کار میکنند.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :
فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
تأثیرات محیطی بر رفتار مشتری
اهداف یادگیری: بعد از مطالعه این فصل شما باید به مطالب زیر پی ببرید:
برای توسعه یک رقابت تبلیغانی برای قهرمان آمریکایی، خط تولید جین های سنگ شورwrangler ، انجمن او تحقیقات روانشناسی را برای فهم ارتباط مشتریان با لباس های جین شروع کرد واینکه چگونه wrangler این ارتباط را بوجود می آورد . بعد ازانجام چندین مصاحبه 45 دقیقه تا یک ساعتی آنها فهمیدند که چیزی را ازدست داده اند. آنها فهمیدند که مردم درمحیط فرهنگی مان چیزی را استفاده می کنند. ارزش های فرهنگی با نیازهای احساسی ما در تقابل می باشندتا بر رفتارما تأثیر بگذارند و ما را مجبور به انتخاب محصولات نمایند که خودمان انتخاب کرده ایم. بنابراین انجمن چندین مردم شناس فرهنگی را به کار گرفت تا تحقیقات عینی را در خانه ها، مغازه ها، خیابانها و مکان های فروش مانند بنگاه ماشین انجام دهند. Wrangler تولید کننده جین هایی بود که گاوچرانان آنها را می پوشیدند. انتروپولوژیست ها (مردم شناسان) به نمایشات گاوبازی، بارهای غربی، پیک نیک ها و سایر مکانهایی رفتند که در آن افراد از لباس های جین استفاده می کردند. ارزش پوشنده تولیدات Wrangler مانند مردم شهری از طبقه کاگر بود. چه شهری و چه روستایی آمریکایی های قشر کارگر به موارد زیر اهمیت می دهند.
در اواخرسال 1970 و اوایل سال1980 این گروه ها با مشکلات زیادی رو برو بودند اما رئیس جمهور شدن ریگان و بازرگشت آنها به ارزش های قدیمی بر آنها احساس ارزشمند بودن می داد. لوی صاحب فروشگاه جین مردانه بود ولی با خریداران زن سرو کار داشت اما شرکت بین المللی Wrangler سابقه خوبی در غرب داردکه شامل شیکاگو، داکوتاو American Hero نمود. تبلیغات به کارگران کمک کرد و کارگران واقعی کارخانجات فولاد، آتش نشانان و تعمیرکاران کشتی را نشان داد.با توجه به وجود موسیقی ترکیبی سادگی تبلیغات مورد توجه آمریکایی ها قرار گرفت که هرگز به Wrangler فکر نکرده بودند. نقش Wrangler در میان خرده فروشان و مشتریان باعث افزایش فروش شده بود. ما تحقیق خود را در مورد عوامل محیطی مرتبط با مصرف کنندگان با اولین دید با عوامل محیطی توانست به بازاری برای فروش جین هایش دست یابد. در این فصل ما نقش و تأثیر فرهنگی را در رشدا ستراتژی های بازاریابی بررسی می کنیم. بعد از تعریف و تعیین فرهنگ، ارزشهای اساسی فرهنگی مصرف کننگان آمریکایی باید مشخص شود. همچنین در این فصل و فصل بعد می بینیم که تغییرات فرهنگی وجود دارند و این مسأله منجر به بررسی تغییر فرهنگی و تأثیر آن بررفتار مشتری می گردد. در نهایت رفتار مشتریان دارای دو فرهنگ در برابر بازاریابی بین المللی بحث می شود.
تعریف فرهنگ
بیان تنها یک تعریف از آن مشکل است و همینطور بیان ارتباط آن با درک و شناخت مشتریان نیز مشکل می باشد . با وجود این به دو معنی زیر توجه کنید:
مجموعه ا ی است پیچیده که شامل دانش، اعتقاد، هنر، اصول اخلاقی، سنت و سایر توانایی ها و عادات دیگری است که توسط بشر یا اعضای جامعه حاصل شده است.
راهی آشکار از زندگی گروهی از مردم و برنامه کامل آنها برای زندگی.
بنابراین فرهنگ چیزی است که از لحاظ اجتماعی آموخته شده و اعضای یک جامعه همگی در آن سهیم اند.
فرهنگ شامل اجزای مادی و غیر مادی است. فرهنگ غیر مادی شامل لغاتی است که مردم استفاده می کنند و نیز شامل عقاید و عادات و سنت هایی است که همگی آن را دارند و فرهنگ مادی شامل تمام مواد فیزیکی می گردد که تغییر کرده اند و توسط مردم به عنوان ابزار، ماشین، جاده و مزارع استفاده می شوند. در یک محیط بازاری و درمتن رفتار- مشتری، ساخته های فرهنگ مادی شامل تمام محصولات و خدماتی می شود که تولید و مصرف می شوند. مانند مؤسسات بازاریابی، سوپرمارکت ها و غیره. فرهنگ غیر مادی شامل روشی است که در آن مشتری در سوپرمارکت ها محصولات جدید تر و بهتر را می خرد. اهمیت فرهنگ در فهم رفتار بشری این است که فهم ما را در مورد این مسأله زیاد می کند که مردم چیزی بیشتر از شیمیدان، فیزیکدان و زیست شناس می باشند. واگرچه تمام مشتریان از لحاظ بیولوژیکی مشابه هستند، عقاید و جهان بین آنها ارزش های آن و عملکرد آن ها در محیط های فرهنگی شان متفاوت می باشد.
ارتباط فرهنگ با تصمیمات بازار یابی: مدتهاست که کشف شده فرهنگ بر مصرف کنندگان تأثیر می گذارد به عنوان مثال در سال 1949 دوسن بری مشاهده کرد که تمام فعالیت هایی که در آن مردم دخیل هستند از لحاظ فرهنگی شخص است و تقریباً تمام خرید کالاهایی که صورت می گیرد برای این است که راحتی فیزیکی آنها را بوجود بیاورد تا بدین وسیله زندگی فرهنگی آنها را در پی داشته باشد. بنابراین فهم فرهنگ به بازاریاب کمک می کند تا عکس العمل مشتریان به استراتژی های بازاریابی را تفسیر نمایند. گاهی اوقات راهنمایی ومردم شناسان فرهنگی به منظور رسیدن به فهم وشناخت بهتر بازار صورت می گیرد. مردم شناسان قادرند که به بازاریابان درشناخت فرهنگی وشیوه ا ی که درافراد وجامعه منعکس می شود کمک نمایند. درزیر چندین نمونه ازفرهنگ وجود دارد.
ویژگی یا خصوصیت ملی یا تفاوت هایی که یک گروه ملی را از گروه دیگر متمایز می سازد. این ها مانند اختلافات فرهنگی جزئی تری می باشند که با توجه به آنها می توان آمریکایی ها، سوئدی ها، آلمانی ها و برزیلی ها را از یکدیگر شناخت.
اختلافات در زیر مجموعه های فرهنگی نیز وجود دارد مانند سیاه ها، یهودیان و هیسپانیک ها.
زبان آرم اشاره، وضعیت، نوع غذاونوشیدنی همگی اینها نکات راهنمایی کننده غیر زبانی رفتاری می باشند.
اهمیت علائم در یک جامعه ، علم اشاره ها (semioics) ساختاری را برای مطالعه و تجزیه اینکه چگونه علائم در یک فرهنگ کاربرد دارند فراهم می کند به عنوان مثال تبلیغاتی از علائم اشاره برای سرمایه گذاری روی کالاها استفاده می کنند.
نکات ممنوع و منع شده در یک فرهنگ که در ارتباط با چیزهای مختلفی مانند استفاده از یک رنگ ، یک جمله یا یک نشانه می باشند.
فعالیت های فرقه ا ی که در آن افرادی که در خانه کار یا بازی، شرکت دارند همگی اعضای یک گروه هستند.
چنین رفتاری در مکانهایی و مواقع ثابتی رخ می دهد و به صورت سمبولیک می باشد. آئین و تشریفات مسافرت از جمله رویدادهای فرقه ا ی می باشد که اشاره به مواقعی در زندگی شخص داردکه در یک مکان یا وضعیت به مکانی دیگر یا وضعیتی دیگر می رسدمانند تحصیل، ازدواج، بازنشستگی و مرگ.
مردم شناسان به بازاریابان کمک می کنند که تشخیص دهند کالاهای آنها می تواند معانی فرهنگی را منتقل سازد. این عمل از طریق فرآیندی صورت می گیرد که در آن معنی فرهنگی برگرفته از جهان فرهنگی ویژه ا ی می باشد و به کالای مورد نظر مشتری از طریق تبلیغات و سیستم مد منتقل می گردد و از این کالاها سپس وارد زندگی شخص مشتریان از طریق عادات مصرفی ویژه وارد می شود. بخش های زیر را در زندگی مدرن رفتارهای فرقه ا ی به عنوان بخش مهمی از فرهنگ ما نشان می دهد.
ساعت 3:29 صبح است. هاروی ریو 2 ساعت قبل هنگام ورود دومین دوست دیوید لترمن به خواب رفته است و تلویزیون هنوز روشن است. و ایستگاه شبکه ا ی نیز برنامه اش را قطع کرده است. چند لحظه بعد او با صدای زنگی از خواب می پرد. مانند میلیون ها نفر دیگر او مشغول انجام دادن کارهای شخصی می شود. در ابتدا هاروی برای درست کردن قهوه به آشپزخانه می رود سپس رادیو راروشن می کند. 10 دقیقه بعد شروع به خواندن روزنامه می کند و دوش می گیرد. در ساعت 7:03 آپارتمانش را ترک می کند و سوار ZX 300 خود شده و وارد بزرگ راه می شود و به اداره اش می رود. خیابان سنت ونیسنت شلوغ است و او باید برای خاله اش هلن کارت تبریکی برای تولدش بخرد. در اداره او جلسه ا ی با گروه تجاری ژاپنی خود دارد. بعد از نهار به این مسأله فکر می کند که چه چیز برای کریسمس مادرش بخرد آیا در شهر بمانیم یا بیرون برویم؟ بعد از مرورکارهای بعد از ظهرش هاروی در مورد قرار شبش فکر می کند. او سوزان را در Red onion برای شام می بیند. سپس آنها برای نوشیدن آبجو به کافه می روند و بعد از 2 ساعت به تماشای Clipper لس آنجلس مشغول می شوند. سوزان متوجه خستگی هاروی شده و بعد از آن به سراغ بازی بسکتبال می روند. هنگام آماده شدن برای خواب هاروی مقداری نوشیدنی می نوشد در حالی که به برنامه Tonight show نگاه می کند. بعد از گردش در شهر سوزان موهایش را شانه زده، ساعتش را کوک کرده وماسک صورت زده و دعایش را می خواند و با سریال آگاتاکریستی به خواب می رود.
فعالیت های بیان شده در بالا در ارتباط با انواع مختلفی از عادات ورزش ها می باشد. مانند خواندن روزنامه، جانب داری ها. خانه داری ، امور مذهبی، تجاری، تعطیلات، عادات سفر، ورزش و زمان خواب.
توجه کنید که چنین رفتارهای شخصی اغلب چگونه جنبه های ویژه فرآیند رفتار و عملکرد مشتری را در انتخاب کلاه و سرویس دهی ها و نیز تعویض آنها و استفاده آنها در بر می گیرد. مصرف به عنوان عادات ضروری زندگی مدرن تعریف می شود.
ویژگی های فرهنگ
اگرچه تعاریف فرهنگ ارائه شده در قبل خوب می باشند آنها به دنبال مشخص کردن ویژگی های فرهنگ در تنها چند لغت می باشد. مشهود است که مفهوم آن و تعریف آن دشوار می باشد. همانطور که نویسنده ا ی بیان می کند: این مسئله مانند گزارش دستانتان به روی ابراست. بنابراین، این بخش این مفهوم را شخصی پیرامون ویژگی های مهم فرهنگ توسعه می دهد. بسیاری از ویژگی های فرهنگ بیان می شود، ماهیت آن را مشخص نمایند. اما اکثر دانشمندان علوم اجتماعی بر این عقیده اند که ویژگی های زیر ضروری می باشند.
فرهنگ ابداع شده است
فرهنگ چیزی نیست که در جایی وجود داشته باشد و منتظر کشف بماند. مردم خودشان فرهنگ را می شناسند. این ابداع سیستم مرتبط به هم را شامل می شود.
1) یک سیستم نگرشی یا یک جزء فکری (ذهنی) که شامل عقاید، ارزش ها و استدلال ها می شود و نیز انسان بودن که انسان باید یادبگیرد چه چیز تعریف مطلوب و چه چیز تعریف نامطلوب محسوب می شود.
2) یک سیستم تکنولوژی که شامل مهارتها و هنرهایی می شود که انسان را قادر به تولید کالاهای مورد نیز از محیط طبیعی می نماید.
3) افراد را قادر می سازد رفتار خود را با عملکرد دیگران هماهنگ سازند.
فرهنگ آموخته می شود. فرهنگ امری ذاتی و درونی نمی باشد اما در ابتدای زندگی آموخته می شود و با مقدار خوبی از احساس در نظر گرفته می شود. قدرت زیاد این فرهنگی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود به طوریکه در سال های اولیه بچه ها با شیوه های فرهنگی عملکرد فکر کردن و احساساتشان آشنا می شوند. این مسأله برای رفتار مشتریان بسیار مهم می باشد. زیرا این پیش زمینه های آن رفتار توسط فرهنگ آنها از بدو تولد شکل گرفته است.
فرهنگ از لحاظ اجتماعی مشترک می باشد. فرهنگ یک پدیده گروهی است که توسط افرادی که در یک جامعه سازماندهی شده زندگی می کنند مشترک می باشد و تحت فشارهای اجتماعی یکسان یک شکل باقی می ماند گروهی که در این ارتباط مشترک شامل می شوند از تمام جامعه تا بخش کوچکتری از آن نظیر خانواده درجه بندی می شوند بخش های مهم فرهنگ آمریکا در میان شرکت های خارجی از طریق صادرات مشترک می باشد. در بسیاری از مناطق اطراف دنیا اشتیاق زیادی برای فرهنگ مشهور آمریکا وجود دارد. که به طور گسترده به عنوان دامنه ا ی از فیلم ها، موزیک، برنامه تلویزیون، ویدئو گرفته تا محصولات قانونی مشتریان ، همبرگر مک دونالد، لوی جنیز و نوشابه های کوکاکولا تعریف میشوند. تنها، صادرات محصولات هوا و فضا بیش از 8 میلیون دلار از صادرات سالیانه آمریکا را تشکیل می دهند.
فرهنگ ها مشابه هستند اما دارای تفاوت می باشند: تمام فرهنگ ها شباهت های خاصی درند به عنوان مثال هر کدام از موارد زیر در تمام جوامع یافت می شوند. ورزش های کشتی، بدنسازی، آشپزی، تقویم، رقص، تعلیم خانواده، اشارات، دوست، خانه داری، زبان، قانون، موزیک امور مذهبی و موارد دیگر با وجود این اختلاف زیاد بین جوامع مختلف در ماهیت هرکدام از این عوامل وجوددارندکه باعث اختلافات دررفتارها و عملکردهای مشتریان در سرتاسرجهان می شود.
فرهنگ رشدمی کندوادامه می یابد: فرهنگ نیازهای بیولوژیکی اساسی ما را برآورده می سازد و شامل عاداتی می شود که باید خفا اجرا شوند تا زمانیکه کسانی که از این عادات استفاده می کنند به رشد تعالی برسند به علت این رشد و ارتقاء عوامل فرهنگی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند بنابراین مردم در انجام اموری به شیوه عادی احساس راحتی می کنند. تلقینات ما در مورد فرهنگ باعث شده که آن فرهنگ حتماً زمانی که ما در معرض فرهنگ های دیگر قرار می گیریم همچنان باقی بماند. اهمیتی ندارد و به کجا می رویم و چه انجام می دهیم؟ ما نمی توانیم از میراث فرهنگی مان فرار کنیم.
فرهنگ قابل سازگاری است. بر خلاف مقاومت ما در برابر تغییر، فرهنگ ها بتدریج و مداوم در حال تغییر می باشند. بعضی جوامع کاملاً ثابت هستند با میزان کندی از تغییر در حالیکه بعضی فرهنگ ها فعال تر می باشند با تغییراتی سریعتر که در آنها رخ می دهد.
فرهنگ سازماندهی شده و پیچیده می باشد. اجزای تشکیل دهنده فرهنگ با یکدیگر منطبق می باشند. اگرچه فرهنگ دارای عوامل ناپایدار می باشد، سعی در شکل دادن یک اصل کلی ثابت و ترکیبی دارد.
فرهنگ امری تجویز شده و مقرر می باشد.
فرهنگ شامل استانداردها و نمونه های ایده آل رفتاری می گردد طوری که اعضای جامعه دارای فهم مشترکی از حقوق و راه مناسبی برای اندیشیدن، احساس کردن و عمل کردن می گردند. نُرم و شکل مناسب شامل قوانین جامعه یا اصولی می گردند که مشخص می کنند کدام رفتار مناسب یا نامناسب در موقعیت بوجود آمده می باشد. بعنوان مثال آمریکایی ها معمولاً نُرم و حالت first served , first come را مورد توجه قرار می دهند. این قانون بر الگوی خرید ما تأثیر می گذارد. این نوع نُرم مثالی از یک راه قدیمی است که راه عادی انجام کاری است. اگر شخصی دربالای خط شکست بخورد، بنابراین نُرم را از بین برده و اعضای گروه پاسخ و واکنش منفی از خود نشان می دهند. جریمه ها یا مجازات فشارهایی هستند که روی اشخاص مختلف وارد شده طوری که آنها رفتارشان را با چیزی که جامعه انتظار دارد وفق می دهند. Mores و نُرم ها که معمولاً به صورت قانون کد گذاری می شوند برای حیات جامعه و رفاه آن ضروری می باشند. دگرگون کنندگان Mores اغلب به طور شدیدی مجازات می شوند مانند مجازات مرگ یا زندان . اگر شیوه های معمول نسبتاً ثابت و دارای تغییرات آهسته می باشند، تمایل و خواست ما برای ابتکار و تنوع به عنوان مشتری باید برآورده گردد.
مدها شیوه هایی رایج هستند که به طور وسیعی در جامعه پذیرفته شده اند. مدل لباس، اتومبیل و طراحی خانه نشان می دهد که چگونه مدهاو نظراتی که یک سال مورد توجه بوده اند تا چند سال دیگر غیر رایج می شوند .
مد روز راهی است که کوتاهتر است و تنها توسط بخشی از فرهنگ مورد پذیرش قرار می گیرد. گاهی اوقات مدها دیوانه وار می شوند وقتی که ااشخاص خودشان مشغول آنها می نمایند.
ارزش های فرهنگی . برای ماهیت سازماندهی شده فیزیکی فرهنگ مهم می باشند. ارزش فرهنگ از دیدگاه جامعه شناس به عنوان عقیده ا ی در نظر گرفته می شود.، که بعضی ارتباطات، فعالیت ها، احساسات یا اهداف در آن برای رفاه یا هویت جامعه مهم می باشد. در یک حالت روانی میلتون راکیچ ارزش ها را به عنوان عقایدی پایدار تعریف می کندکه فعالیت هاو قضاوت ها را در موقعیت های ویژه رهنمون می شود. بنابراین ارزش ها، باعث ایجاد تمایل به انجام واکنش در برابر بعضی ارزش ها کمک نماید و یا مانع از آن شود. بنابراین مشتریان تحریک می شوند که خود را درگیر رفتارهایی سازند که برای رسیدن به ارزش های خاص مفید می باشند.
مفهوم نگرش ها و ارتباط آنها رابرای رفتار مشتریان بیان می کند. با وجود این از آنجایی که اغلب در مفاهیم نگرش ها و ارزش ها اشتباهی رخ می دهد، از این نقطه نظر بسیار مفید می باشد که معنی این لغات را بدانیم . نگرش ها به عنوان ارزیابی های مثبت یا منفی موقعیت ها یا رفتارهایی در نظرگرفته می شوندکه اشخاص را با جوابی مواجه می سازدکه رایج باشد.از طرف دیگر ارزش ها، موقعیت ها و موضوعات ویژه را به پیش می برند . آنها باحالت های هدایت کننده (ارزش های مفید) و حالت های نهایی حیات (ارزش های پایانی) در ارتباط هستند. به خاطر همین است که شخص دارای ارزش است دارای عقیده ثابت نیز می باشد که حالت مخصوصی از وجود هدایت کننده یا حیات ثابت می باشد. ارزش ها به عنوان استانداردها یا معیارهایی عمل می نمایند که به ما بگویندچگونه عمل نماییم،چه بخواهیم و چه کارکنیم که اینها مستقیماً بر اهداف ویژه، موقعیت ها و عملکردها توجه دارند. ارزش ها از لحاظ فرهنگی مشخص هستند. این بدین معناست که آنها از تقابلات اجتماعی و تاحد زیادی از خانواده ما و دوستان ما در مدارس و کلیساها حاصل می شوند. ارزش ها به شدت بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارد، حتی اگر موقعیت های ویژه فعالیت های مختلف را بوجود می آورد. همینطور، شباهت زیادی در رفتار مصرف کننده و فرهنگ موجود وجود دارد مانند سلیقه ها، روش خرید و غیره. برای بازریاب ضروری است که ساختار اساسی ارزش جامعه را بفهمد طوری که تصمیمات مهم به صورت الگوهای فرهنگی ریشه دار در جامعه ظاهر نشود. ایجاد هماهنگی با یک فرهنگ ساده تر از این مسأله می باشد که ارزش های فرهنگی اساسی را تغییر دهیم.
ارزش های فرهنگی آمریکا. هر فرهنگ دارای ارزش های اساسی است که ارزش های فرهنگی اساسی می باشد که مردم آنها را بدون سؤال قبول دارند. در آمریکا اگرچه ارزش ها همیشه ساده و آشکار نیستند اما نمونه های اصلی وجود دارد که می تواند مشخص شوند. این بدان معنا نیست که ارزش های آمریکایی منحصر به آمریکا می شوند. با وجود این سیتم ارزشی آمریکا از سیستم های فرهنگ های دیگر متفاوت می باشد. بحث زیر در مورد ارزش های فرهنگی تا حدی برای خواننده واضح هستند اما این مسأله براحتی این حقیقت را در بر دارد که آمریکایی ها این ارزش های موجود را قبول می کنند.
فردگرایی. این ارزش پیچیده و کامل است و با مسائلی مانند آزادی، دموکراسی، ناسیونالیسم و میهن پرستی. این ارزش بر اساس عقیده افراد به اقتدار و بزرگی ارزش و خوبی شخص شکل گرفته است. مردم دارای آزادی هستند و آنها مستقل از فشار بیرون هستند با وجود این آنها آزاد و رها از تمام فشارهای اجتماعی نیستند اما به عنوان عوامل مسئول عمل می نمایند . تحقیق نشان داده است که تبلیغ میهن پرستی در آمریکا بسیار مؤثر بوده است. موضوع تبلیغات مانند “وسائل آمریکایی و ساخت آمریکا را با غرور بخرید” واکنش مطلوبی را در میان مشتریان بوجود آورد . ساخت آمریکا بدین معنی است که حداکثر 45 درصد مشتریان طالب جنس آمریکایی هستند و در حالی که مشتری کمتر از 25 درصد کمترین درجه مطلوبیت را داراست. تقریباً 40 درصد پاسخگویان در یک تحقیق توجهی نمی کنند آیا یک محصول آمریکایی است یا خارجی. این گروه از مشتریان جدید بیشتر به کیفیت محصول تا محل ساخت آن توجه می کنند. استرس و فشار روی فردگرایی (استقلال طلبی) به طریقی اجرا می شود که به سالهای 1970 بر می گردد. (مانند: Age of Me) . لغت Me بر کارایی کامل واقعیت گرایی افراد، انگیزش درونی تمرکز دارد و نیز بر خورد شخص و با شعارهایی مانند می خواهم خودم باشم، این راه را انتخاب کرده ام و می خواهم نفر اول باشم. بعضی افراد انتظار دارند که سال 1990 را “دهه ما” بنامند که در آن سلیقه های شخص به صورت عملکرد جمعی، تلاش اجتماعی و ایمنی مد نظر قرار داده می شوند.
تساوی. آمریکایی ها به تساوی حقوق مردم معتقدند و اینکه هر شخص برای خود دارای ارزشی است. همه اشخاص دارای حق مساوی زندگی، آزادی، خوشبختی می باشند و نیز دارای حق مساوی برای تلاش کردن در جهت رسیدن به پادا شهای اقتصادی و اجتماعی می باشند. دردهه های اخیر پیشرفتی درتساوی حقوق اجتماعی – اقتصادی افراد وجود داشته است . یکی ازتأثیرات مهم آن تقاصای زنان برای داشتن حقوق مساوی می باشد که تغییراتی را درمورد مسایل مرتبط با ازدواج وخانواده های آمریکایی به وجود آورده است. حرکت آزادیخواهی زنان ساختار ارزشمند را نشان می دهد که استقلال وتساوی بیشتر زنان را درپی داشته است. مانند کارکردن زنان بیرون ازخانه،تغییرنقش جنس ها درخانه وسبک زندگی زنان. سیگار Virginia Slims درتبلیغات بطور موفقیت آمیزی مرتبط با این حرکت مساوات طلبانه آنها می باشد.
فعالیت . فرهنگ ما برفعالیت وکارما به عنوان یک ارزش تأثیر می گذارد. این مسأله تا حد زیادی اززمان puritan تا پروتستان ها وجود داشته است که بیان می کند بیکاری وتنبلی نشانه شیطان است . انتظار می رود که یک شخص شدیداً کارکند ، پول جمع نماید وزحمت کش باشد. بنابراین کاربه عنوان وسیله ا ی برای اصول مذهبی تعریف شده است. امروزه آمریکایی ها معتقدند نه تنها باید کارسخت انجام داد بلکه باید اززمان بیکاری وبازی نیز شدید استفاده کرد. تولید زیاد منجر به جایگزینی ساعات کارشدید وسخت با زمان تعطیلات بیشتر هفته های کاری کوتاه تر وتعطیلات بیشتر گشته است . این مسأله اوقات فراغت بیشتری را به وجود می آورد وافراد، به عنوان مثال به ورزش های گروهی مانند تنیس وگلف روی می آورند. اغلب فعالیت ها به صورت رقابتی می باشند وبازاریابان مکرراً ازچنین مواردی به عنوان پایه ا ی برای تبلیغات استفاده می کنند.
درارتباط بااین نوع ارزش فعالیت می توان به عامل مربوط به فشار زمان اشاره کرد.
زمان معیار مهمی برای آمریکایی هااست. آمریکایی ها به زمان استراحت مانند پول اهمیت می دهند کسانی که اغلب دچار فشار زمانی ومحدودیت هستند خانم ها، والدین وminorities می باشند. درسال 1990 این زمان ازلحاظ کیفی نشانه وضعیت خوبی بود. نبود زمان استراحت می تواند به استرس های زندگی بیافزاید. فعالیت خرید زمان استراحت را کاهش داده وفشار مصرف کنندگان را افزایش می دهد. تحقیق نشان می دهد که درحدود 25 درصد تمام زنان خانه داربه خرید به عنوان امری ضروری نگاه می کنند. انجمن لویزهریس گزارش داد که 63 درصد ازآمریکایی ها احساس می کنند که خرید بسیار وقت گیر ومشکل است. شاید این مسأله توضیح دهد که چرا مردم زمان خرید خود را فشرده وکوتاه می سازند. درسال 1991 ، مصرف کنندگان بطور متوسط 68 دقیقه صرف انجام خرید می کردند. 28 درصد خریدهای آنها ازفروشگاه ها بطور مستقیم بود. بعضی فروشندگان با سیاست سوپرمارکت ها لیست خرید را تهیه کرده که درآن محصولات آنها درقفسه ها ذخیره شده اند. ازآنجاییکه زمان نکته مهمی است وخرید نیازمند تلاش وهزینه زیادی است،آنها سعی دارندکه هنگام خرید به حداکثر تصمیم گیری برسند. به عنوان مثال، صنعت تغذیه فهمیده است که مشتریان دلشان می خواهد برای محصولات آنها امتیازی وجود داشته باشد تا بتوانند برزندگی شان کنترل داشته باشند.
پیشرفت ودستیابی . آمریکایی ها به پیشرفت درجامعه وموفقیت شخصی اعتقاد دارند. آنها معتقدند که ما باید به آینده نگاه کنیم وبه تأثیرات وپیشرفت درحرکات معتقدند. یافته های شخصی آنها بیان شده است . همانطور که توسط داستان موفقیت وتمایل ما به غلبه بر جهان فیزیکی این مسأله با استدلال بیان شده است ماهمچنین ویژگی اعتماد به نفس وقدرت شمی وحسی افراد را تشویق می کنیم. تبلیغات برای Baldwix براساس ارزش های بدست آمده درپیغامش برای والدین می باشد. یک جنبه ازتأثیرات ما برپیشرفت درآمریکا استفاده بیهوده ازمنابع واملاک مادی می باشد. آمریکایی های معاصر تغییرات دائمی درسبک دارد ونیزمعتقد است که باید محصول جدید را جایگزین محصولات قبلی نمود. البته، بازاریاب ازمحیطی سود می برد که بسیارمبتکرانه باشد ودرآن مشتریان مشتاق کالاهای جدید تر باشند. ازنقطه نظر یک بازاریاب مسیر فرهنگی ما به سمت رسیدن به اهدافمان اهمیتی است که ما به نشانه های خاص درجامعه مان می دهیم . ازآنجایی که رسیدن به هدف اغلب یک جنبه مادی برای آن محسوب می شود، آمریکایی ها به مالکین محصولات خاص که دارای مهر دریافت شد می باشند، اهمیت می دهند. این محصولات نشانه هایی برای مالکین آنها می باشدومعمولاً معانی آنها بدون اشتباه مشخص می گردد.
کفایت وکیفیت . آمریکایی همواره در جستجوی رسیدن به راه های بهتری در انجام کارهایشان می باشند. سیستم کامل اقتصادی ما بر اساس این ایده ها شکل گرفت و بر تولید انبوه و مصرف انبوه تأکید دارد. آمریکایی ها علاقه مند به ویژگی های عملکردی و اجرایی تولیداتشان می باشند.مانند تولیدات و محصولات ورزشی اقتصادی ، ایمنی و دوام و ثبات آنها. این مسئله توضیح می دهد چرا پیغام های تبلیغاتی ویژه آنقدر موفق می باشند.
تست های مؤثر تبلیغاتی نشان می دهد که چگونه عنوان های خوب کارایی بهتری دارند. همین طور بازار وسیعی برای popular Mechanies , Readers’ Digest نسبت به omni, smithsonian وجوددارد. مثال دیگری از ارزشهای فرهنگی ما مسیر این ارزش ها به سمت عادی بودن امور یا غیر رسمی بودن آنها می باشد.ما از روش های سنتی رسمی دور شده ایم و به عادات غیر رسمی تر درحالت ها، پوشش، سخن گفتن و ارتباطات اجتماعی رسیده ایم. این مسأله کاهش در بازار آمریکا در مورد لباس مردانه و پسرانه به چشم می خورد که از 25 میلیون لباس در سال 1979 به 5/15 میلیون لباس در سال 1990 رسیده ایم. شرکت Hart max و سازنده چنین برچسب های لباس مانند Marx, Hart Scha ffner, Hickey-Freemin میلیون ها دلار را از دست داده اند و تصمیم به بستن 65 مغازه و 7 کارخانه گرفتند.Revlon نیز در پاسخ به این پیشامدها تبلیغات گسترده خود را در مورد مدل های مشهور لباس در استادیوها تغییر داد و لباس های ساده تر و تیشرت های نخی را در مکان هایی در معرض دید قرار داد که یا نشسته بر روی صندلی بودند و یا سوار بر موتور. بعلاوه آمریکا تأکید زیادی بر لباس های رسمی، جشن و لباس های سنتی نداشت . در نتیجه آنها به شیوه ا ی راحت تر و آسانتر کار می کردند. نواحی خاصی از کشور به طور چشمگیر از این پوشش های ناهماهنگ استفاده می کردند. سبک زندگی مردم در کالیفرنیای جنوبی، طرز لباس پوشیدن ، آداب ورود و خروج غیر رسمی آنها و زندگی بیرونی آنها مثالی در این زمینه می باشد.
تسلط بر محیط
آمریکایی ها دوست ندارند که تحت کنترل محیط خود باشند در جستجوی راهی برای کنترل آن می باشند. این مسأله نه تنها شامل کنترل آب و هوا و درجه نور خورشید و منابع انرژی می گردد بلکه شامل مسائل مهندسین ژنتیک نیز می گردد. حتی ماهیت تولیدات معرفی شده در آمریکا شاخصی برای این ارزش فرهنگی موجود می باشند. در هر کریسمس تلویزیون ما اخباری از محصولاتی را پخش می کند که مربوط به لباس ها، دکمه ها، سنجاق ها و یا سایر وسایل می شود. تمام این موارد تمایل ما را جلب می کند تا برای تقریباً هر موقعیتی که با آن روبرو می شویم یک جواب درست داشته باشیم .
تحقیق انجام شده در مورد مجله Wall Street نشان داد که اختراعات و ساخت جدیدی که Amencan Pnze آن را تبلیغ می کند توانسته نظر و کنترل مردم را جلب نماید. همانند مایکروفر، کامپیوتر خانگی ، کنترل راه دور تلویزیون، VCR، قهوه جوش خودکار این ها محصولاتی هستند که زندگی مردم را بهتر می کنند. محصولاتی مانند تلفن ماشن، دستگاه سی دی، دوربین ویدئویی به عنوان وسائل یک زندگی مدرن در نظر گرفته می شوند. بعد دیگر این ارزش سادگی آن است که واکنشی به تمام پیچیدگی ها و مشکلات اجباری مشتریان می باشد. مانند خطوط ترافیک، پروازهای هوایی با تأخیر و غیره. بسیاری از مشتریان به دنبال راه گریزی از این مشکلات می باشند و این کار را با ساده کردن روش زندگی انجام می دهند. به عنوان مثال بسیاری از آنها به مناطق روستایی رفتند تا به روش ساده تری از زندگی دست یابند. در ارتبات با این مسأله می توان به توجه مردم به حالت فانتزی محصولات اشاره کرد. نه تنها آمریکایی ها بلکه بسیاری از مردم دنیا، آنها در رؤیای بالا رفتن از درخت ، استفاده کردن کلاه های گاو بازی یا دیدین غروب آفتاب غرب می باشند. این تمایل باعث شده که محصولاتی از قبیل رمان های غربی Louis L’Amour و فیلم رقص با گرگ ها تا سیگار Marlboro رواج پیدا کنند. ماهمچنین تمایل داریم که بر بدن خودمان تسلط داشته باشیم و نیز بر محیط اطرافمان. به خاطر این ارزش ما پول زیادی صرف ادکلن، شامپو و زیبایی خود می کنیم و ویژگی های واقعی خود را بهبود بخشیده و یا پنهان کنیم. جنبه دیگری از این ارزش این است که ما دنیا را بزرگ می بینیم و همین طور منابع آن را. با وجود این ما با مشکلات کمبود منابع و منابع محیطی متعددی روبرو هستیم. از نقطه نظری مثبت یک موقعیت اکولوژیکی می تواند در یک مکان تجاری دیده شود. بعضی تولید کنندگان از مواد بازیافت شده برای تولید کالای جدید استفاده می کنند. بسیاری معتقدند که 1990 دهه تولیدات سبز، طراحی تولیدات، بسته بندی می باشد. در یک بررسی اخیر 90 درصد آمریکایی ها در مورد تأثیر محصولاتی که خریده اند بر محیط نگران بوده اند. اغلب آنها می گویند که دلشان می خواهد پول بیشتری برای محصولاتی بدهند که با مواد بازیافت شده بسته بندی شده اند. تحقیق دیگری در این زمینه نشان داد که 60 درصد هم اکنون چنین کاری را برای حل مشکل انجام می دهند.
موقعیت مذهبی و اخلاقی. بر طبق نظر Gallup polls بیش از 90 درصد آمریکایی ها به خدا معتقدند و بیش از 90 درصد آنها به زندگی بعد از مرگ معتقدند . در حقیقت آمریکا نسبت به سایر کشورهای صنعتی جهان مذهبی تر می باشد.دو برابر آمریکایی های بزرگسال نسبت به اروپاییان غربی به مذهب اهمیت بیشتری می دهند. بر طبق تحقیقات اخیردر مورد جنبه های زندگی مردم آمریکا، سطح تعهدات مذهبی عاملی است که اکثراً بر ارزش ها و رفتار آمریکایی ها تأثیر می گذارد. بنابراین ما مردان مذهبی هستیم و میراث Judeo-Christian برای ما اصول اخلاقی شدیدی را بوجود آورده است. در نتیجه ما تمایل داریم که جهان را به صورت کامل ببینیم و خوب و بد، درست و اشتباه، اخلاقی و یا غیر اخلاقی بودن امور را در نظر بگیریم. این ارزش در میان آمریکایی ها وجود دارد. ما همچنین معتقدیم که فرهنگ و شیوه زندگی ما بهترین است و احساس می کنیم که وظیفه داریم دیگران را در مسیر فکر و عمل خودمان قرار دهیم.
انسان بودن. آمریکایی ها حس قوی در مسائل شخصی برای حقوق و رفاه دیگران دارند. ما در فاجعه های شدید به یاری افراد می شتابیم، یک سیستم مردم دوستانه(نوع دوستی) داریم و احساس می کنیم چنین سازمان هایی مانند Peace Corps ,CARE ,Red Cross, United fund کمک نماییم . عملکرد مؤسسات مذهبی و خیریه دیگر به صورت یک سازمان بزرگ است وکمک های مالی فراوانی را ارائه می دهند.تبلیغات Red Cross در مورد ارزش انسان دوستی همشهریان می باشد.
مفید بودن. جوانان اکثراً بار فرهنگی جامعه را بر دوش دارند ویک نیروی در حال رشد در جامعه ما می باشند به همان نسبت که تعداد آنها افزایش می یابد. از آنجاییکه آمریکایی ها دوست دارند جوان به نظر برسند، از مقادیر زیادی از محصولات استفاده می کنند که آنها را در رسیدن به اهدافشان کمک نماید.به عنوان مثال رنگ موی زنان و مردان بسیار مورد تقاضا می باشدو همینطور انواع ویتامین ها و مواد مغذی. بازاریابان موضوع جوان ماندن را در محصولات متعددی با شعارهایی نظیر شما احساس جوانی می کنید و برای کسانی که به جوانی فکر می کنند ذکر می کنند. یک شعار موفق برای رنگ موی Clairo L’s Loving Care این است: شما مسن تر نمی شوید، شما بهتر می شوید، هرچه جوانتر به نظر برسید، احتمالاً جذابتر می شوید مخصوصاً برای جنس مخالف.
ضعف در برقراری ارتباط با جنس مخالف در جامعه ما منجر به ترویج و گسترش تبلیغات محصولات گشته است این eroticism خلاق در بسیاری از محصولات و شعارهای تبلیغاتی وجود دارد. با وجود این بررسی انجام شده اخیر نشان داد که 84 درصد زنان و 72 درد مردان گفته اند که تبلیغات تجاری تلویزیون بر مسأله جنس تأکید دارند. در نتیجه تأکید زیادی بر استفاده از آن برای فروختن محصولات از ماشین گرفته تا مشروبات الکلی شده است. شواهد دیگری از تأکید شدید در فرهنگ ما این حقیقت می باشد که بیشتر از 20 میلیون آمریکایی هر هفته به تبلیغات تلویزیونی به اندازه 12 دفعه یا بیشتر نگاه می کند.
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :
فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
مقدمه
مدیر سازمان که از منش رهبری برخوردار است باید مقاصد و جهت گیری یکنواختی را در سازمان ایجاد نماید و محیط داخلی سازمان را به گونه ای ایجاد و نگهداری نمایند که کارکنان بتوانند در دستیابی به اهداف سازمانی کاملا مشارکت نمایند.
مدیریت سازمان با منش رهبری باعث می گردد کارکنان مقاصد و اهداف سازمانی را درک نموده و برای دستیابی به آنها از انگیزه کافی برخوردار شوند. علاوه بر این با بکاربستن منش رهبری فعالیت های سازمان ارزیابی شده و در مسیری یکسان، منظم گردیده و استقرار می یابد و در نتیجه فقدان ارتباط بین سطوح مختلف سازمان به حداقل خود خواهد رسید.
بکارگیری اصل رهبری در سازمان عموما باعث می گردد که:
نیازهای تمامی ذینفعان سازمان شامل مشتریان، مالکین،کارکنان، تامین کنندگان، سرمایه گذاران، انجمن هاو مجامع محلی در نظر گرفته شود. اهداف چالش برانگیز با زمانبندی مشخص تنظیم گردد. ارزش های مشترک، مدل های اخلاقی و جوانمردی در تمامی سطوح سازمان ایجاد شده و تقویت گردد. اعتماد ایجاد گردیده و ترس از میان برود.
کارکنان با منابع مورد نیاز، برخوردار از آموزش و آزادی عمل با داشتن مسوولیت و پاسخگویی فعالیت نمایند. کارکنان برای نقش و سهم خود امیدوار و دلگرم گردیده و آنرا تشخیص دهند.
شناسایی، درک و مدیریت فرایند های مرتبط به هم بعنوان یک سیستم، کارآیی و اثربخشی سازمان را در دستیابی به اهداف خود بهبود می بخشد.
مدیریت سیستمی با یکپارچه و مرتب نمودن فرایندها بعنوان بهترین روش دستیابی به نتایج مورد نظر، سازمان را از قابلیت تمرکز تلاش بر روی فرایندهای کلیدی برخوردار می سازد و در ذینفعان سازمان اعتماد سازی به سازگاری، کارآمدی و اثربخشی سازمان را ایجاد نموده و توسعه می بخشد.
فصل اول: تشخیص مفاهیم
مدیریت، مدیریت آموزشی،اصول و کاربردهای آن
در راستای اهداف برنامههای توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جمهوریاسلامی ایران مبنی بر تدوین و اجرای برنامههای خاص تربیت مدیران و برنامه ریزانکارآمد، ارتقای سطح علمی و افزایش کارآیی مدیران ارشد و تلفیق هر چه بیشتر تجاربعملی و آموزشهای علمی، مرکز مطالعات مدیریت و بهره وری ایران با استفاده از اساتیدمجرب دانشگاهها در رشتههای مربوط، اقدام به برگزاری دورههای مختلف آموزشیبراساس نیاز ویژه سازمانهای دولتی و غیر دولتی میکند.
سطوح آموزش
آموزشهای مراکز در سه رده صورت میپذیرد :
دورههای عالی ویژه مدیران ارشد سازمانها
سمینارهای تخصصی موضوعی ویژه مدیران عالی و میانی
دورههای کوتاه مدت موضوعی
هدف آموزش
ارتقای سطح علمی و تخصصی مدیران کشور در زمینه های مدیریت و بهروری
پرورش و تربیت نیرو های متخصص و کارآمد سازمانهای کشور
ارتقای سطح تبادل یافته ها و تجربیات مدیران کشور از طریق برگزاری کارگاهها ، سمینار ها و دوره های آموزشی مرتبط با مدیریت و بهروری
تعریف مدیریت
واژه عمومی برای هماهنگی و هدایت منابع، سرمایه و نیروی انسانی با هدف دستیابی به اهداف سازمان.
مدیران مؤثر یکی از منابع حیاتی در کشورهای توسعه یافته محسوب می شوند. (Dubrin 1989,7) شاید یکی از مهمترین فعالیتها در زندگی اجتماعی بشر امروز را بتوان مدیریت دانست. در عصر حاضر به مدد این فعالیت است که مأموریتها و اهداف سازمانها تحقق می یابند، از منابع و امکانات موجود بهره برداری می شود و توانایی و استعداد انسانها از قـوه به فــعل در می آید.
مدیریت را به شیوه های متعددی تعریف کرده اند. ماری پارکر فالت مدیریت را هنر انجام امور بوسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تأکید ورزیده است. گروهی مدیریت را علم و هنر هماهنگی کوششها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین توصیف کرده اند. گروهی دیگر مدیرت را در قالب انجام وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ….. بیان نموده اند. یکی از علمای مدیریت و اقتصاد (هربرت سایمون) مدیریت را تصمیم گیری دانسته و این وظیفه را بهترین و اصلیترین نقش مدیر قلمداد نموده است. (الوانی 1378، 17).
در تعریف دیگری مدیریت فرایند بکارگیری منابع سازمانی برای رسیدن به اهداف سازمانی از طریق وظایف برنامه ریزی و تصمیم گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل دانسته شده است.
انواع سبکهای مدیریتی
روش مدیریتی: یکی از جنبههای مهم؛ ادغام واحدهای تحقیق و توسعه و هم چنین ادغام با سایر واحدها است.
یک جریان مداوم فناوری از آزمایش به بهرهبرداری و سپس به تولید و مهندسی، مورد نیاز است. یک راهحل معمول، حرکت جا به جایی افراد از آزمایشگاههای آزمایشی به آزمایشگاههای بهرهبرداری است. هنگامی که آزمایش یک برنامه به پایان میرسد، محققان و دانشمندانی که سهمی در برنامه داشتهاند، اغلب طرح را در آزمایشگاه بهرهبرداری تعقیب میکنند و بر توسعه موفقیتآمیز (مهندسی تولید) و هم چنین بر مرحله تجارتیکردن طرح، نظارت میکنند. این کار سبب تسهیل ایجاد سازمانی میشود که گروهها در آن به طور متقارن روی نسلهای مختلف محصول کار میکنند. هر گروه، با نسل خاصی از محصولات در ارتباط است و مرحله کار خود را از مرحله آزمایش آغاز میکند و به سمت واحدهای بهرهبرداری و پس از آن به تولید و بازاریابی حرکت میکند.
آموزش و انواع آن
– نقش آموزش در مدیریت
امروزه پیشرفت و توسعه کشور ها ، سازمانهاو موسسات کوچک و بزرگ درگرو علم و دانش بشری است . افزایش علم و دانش و تغییرات پرشتاب سبب شده است که سازمانها، آموزش وپرورش را در راس برنامه های خود قرار دهند. زیرا آموزش و پرورش یکی از مهمترین عوامل توسعه کشورهاست .
زیربنای توسعه کشورها و سازمانها باخلاقیت و نوآوری منابع انسانی مرتبط است . درسازمانهای بهداشتی – درمانی که رسالت حفظ،تامین و نگهداری ، اعتلای سلامت ، کنترل وپیشگیری از بیماریها را برعهده دارند، این نیازبیشتر احساس می شود.
آموزش و پرورش در سازمانهای بهداشتی -درمانی از دو دیدگاه آموزش کارکنان و آموزش مدیران برای بهسازی منابع انسانی مدنظر قرارمی گیرد.
با این منطق که یکی از اجزاء مهم سازمانهای بهداشتی – درمانی ، مدیریت است و مدیر کلیدحل بسیاری از مشکلات تلقی می شود. مدیران خدمات بهداشتی – درمانی علاوه بر داشتن وظایف عام مدیریت نظیر برنامه ریزی ،سازماندهی ، هدایت و کنترل ، نوآوری و انگیزش ، هماهنگی و بودجه بندی و… دارای وظیفه ای مهم تر هستند. آنها باید پاسخگوی نیازها و تقاضاهای بهداشتی – درمانی افرادجامعه بوده و در نجات جان و یا ارتقاء سلامتی آنها بکوشند. و این موضوع بر حساسیت واهمیت کار آنها می افزاید. نظر به ماهیت پویا،زنده و متحول بهداشت و درمان باید مدیران این بخش بتوانند خود را با تغییرات و پیشرفتهاهماهنگ و همگام سازند. توسعه روشهای آموزش و پرورش مدیران گامی در افزایش آگاهی مدیران و بهره دهی سازمانهای خدمات بهداشتی – درمانی است .
در سالهای اخیر به توسعه و پیشرفت مدیریت توجه بسیاری شده و طی برنامه های آموزشی سعی شده که مدیران و صاحبان مقام ،تحت آموزشهای ویژه قرار بگیرند تا بتوانند بازیردستان ، مصرف کنندگان ، مددجویان و سایرافراد جامعه ارتباط برقرار سازند. زیرا نتایج مطالعات عدم رضایت از مبانی قدرت را به دست می دهد. بنابراین توسعه روشهای آموزش وپرورش مدیران گامی در افزایش آگاهی آنها وبهره دهی به سازمانهای بهداشتی – درمانی است . محتوای آموزش مدیران باید برمبنای نیاز آنها واهداف سازمان تنظیم گردد.
موضوع هایی را که باید در آموزش مدیران گنجانیده شود شامل عناوین ذیل درنظرگرفته اند:
مسلما نیازهای آموزشی مدیران جنبه بین المللی ندارد و در فرهنگهای مختلف بایستی برنامه های خاص آن و سازگار با آن فرهنگ تدوین شود. ولی موضوع هایی مانند علم ارتباطات ، مصاحبه ، پویایی گروهها جزء نیازهای آموزشی مدیران است . بی شک موفقیت مدیران در استفاده از آموزش بستگی به میزان دانش ،مهارت و توانمندی آنها دارد که وسعت بینش ، حدود دانش و سطح اطلاعات و توانایی دررده های مختلف مدیریت متفاوت است .
هدفهای آموزشی برای مدیران شامل اهداف زیر است :
هدفهای اجتماعی
اولین هدف که در ارتباط با آموزش مدیران مطرح است این است که چگونه مدیر و سازمان را اثربخش تر سازیم . سازمانها میلیاردها دلاربرای توسعه مدیریت و آموزش خرج می کنند. آموزش ممکن است بر افزایش تولید ، رضایت کارکنان ، بهبود روابط میان فردی و گسترش افق دید افراد متمرکز باشد به این امید که سرانجام بهره وری یا اثربخشی را افزایش دهد .
فیدلر وشمرز می نویسند; خودیابی مدیر یا بهبود روابطکارکنان نیز در زمره اهداف آموزشی است . اما درتحقیقی که توسط انگلند انجام شد از تعداد 972نفر مدیر پرسیده شد که کدامیک از اهداف سازمانی اهمیت بیشتری دارد. 60 درصد ازپاسخ دهندگان افزایش کارایی و بهره وری رابااهمیت خواندند. درحالی که رفاه اجتماعی وکارکنان به ترتیب 2 و 4 درصد را شامل شد. به همین دلیل و برمبنای پژوهشهای انجام شده عملکرد سازمانی را می توان به عنوان مهمترین هدفهای آموزشی از دیدگاه مدیران درنظر گرفت . در پژوهشی که توسط کمپل و همکاران انجام شد نتایج حاکی از همبستگی مثبت بین آموزش مدیران و اثربخشی فعالیت در مدیران بود.
هدفهای سازمانی
هدف دیگر آموزش مدیریت ، افزایش توانایی دستیابی به اهداف سازمانی است . برای دستیابی به معیار کافی عملکرد باید نشان داد که یک برنامه آموزشی چگونه از فرد، مدیر بهتری می سازد. مثلا برای نشان دادن اینکه نگرش مثبت به جنبه های روابط انسانی کار به اثربخشی رهبری کمک می کند، چنین نگرشی باید در تغییرعملکرد منعکس شود و اینکه آموزش زیاد موجب عملکرد بهتر می شود، مطالعاتی را درمقایسه عملکرد مدیران آموزش دیده وآموزش ندیده می طلبد. درنتایج برخی ازتحقیقات رابطه معنی داری بین عملکرد مدیران آموزش دیده و آموزش ندیده مشاهده نشده است .البته سخن درباره آموزش سرپرستی است و باآموزشهای فنی که مدیر باید آن را طی کرده باشد،متفاوت است .
مشهورترین مطالعات درباره تاثیر آموزش سرپرستی در شرکت بین المللی هارستر”HARRESTER” انجام شده است . این مطالعه توسط فلشمن 1955 و همکارانش انجام شد. دراین پژوهش به مدیران آموزش داده شد که به روش ملاحظه کاراتر و ساخت ده تر رفتار کنند. آموزش برپایه معیارهای درونی نتیجه ای پایداربه دست نداد. اما درمورد معیارهای برونی مثل غیبت ، حوادث ، شکایات ، چرخش و ارزیابی توسط فرادستان و آموزش تاثیر مثبت داشته است . در قسمت تولید نیز آموزش تاثیر منفی داشت .
گروهی از محققان بر این نظرند که برنامه آموزش و رهبری اثربخش باید مدیر راانعطاف پذیرتر کند تا بتواند خود را با نیازهای درحال تغییر موقعیت ، هماهنگ سازد. و باایجاد توانایی حساسیت بیشتر نسبت به نیازهای دیگران ، انگیزه رهبر در رابطه با عملکرد بهتر،افزایش یابد. که این امر مستلزم درک جدید، نگرش جدید و حتی تحریکات جدید فکری است.
شمرز و فیدلر “1372” می نویسند; ازآنجایی که این فرض منطقی است که افرادانعطاف پذیر، بدون توجه به وظیفه ، باید همواره عملکرد بهتری داشته باشند. درحالی که افرادبدون انعطاف ممکن است در یک کار خوب و دریک کار دیگر ضعیف باشند. باید این انتظار راداشت که در گروههایی که توسط چنین اشخاصی اداره می شود، بین وظایف و عملکردخوب همبستگی متوسط وجود داشته باشد. اماهیچ دلیلی مبنی بر اینکه عملکرد رهبرانی که درمقیاس انعطاف پذیری نمره بالایی دارند، بهتر ازعملکرد رهبرانی باشد که در این مقیاس نمره پائینی به دست آورده است ، در دست نیست . همچنانکه با مدل اقتضایی نشان داده می شود، انواع مختلف رهبران در موقعیتهای متفاوت ، بهترین عملکرد را دارند. بنابراین نمی توان نتیجه گرفت که یک نوع رهبری در همه موقعیتها موفق باشد و نتیجه دیگر اینکه با یک نوع آموزش رهبری نمی توان برای تمام شرایط اثربخشی داشت . اما هدف آموزشهای رهبری ، به طورضمنی ساختن یک رهبر ایده آل است.
هدفهای کارکنان
فرض برنامه های آموزش روابط انسانی این است که بهترین رهبر کسی است که ملاحظه کار باشد و نسبت به نیازهای کارکنان خود حساس باشد. در برنامه های متعارف سرپرستی ، رهبرکسی است که به روش روشن برنامه ریزی کند وبا ایجاد ساختار و تفویض وظایف با قاطعیت برنامه اش را اجرا کند. برخی از برنامه های آموزشی درباره رفتار مناسب رهبر ایده آل بسیارصریح هستند. از مشهورترین این برنامه ها”شبکه مدیریت ” تدوین شده توسط بلیک وموتون است . در این شیوه ، آموزش برپایه این نظریه استوار است که رهبر ایده آل باید به وظیفه و به رابطه میان فردی توجه بسیاری داشته باشد.
فیدلر و شمرز می نویسند; تجربه رهبری “آموزش هنگام کار” از دیگر روشهای آموزش مدیران است . با فرض اینکه شخص با برعهده داشتن پست مدیریت به مدت چند سال مطالبی را می آموزد و از مدیران بالاتر نیز به شکل راهنمایی و توصیه تعداد زیادی آموزش غیررسمی کسب می کنند. “رهبری اثربخش نتیجه مطالعه ای در 13 سازمان “نظامی ،پژوهشی ، پست و…” شامل 385 مدیر ازگروههای مختلف نشان داد که عملکرد مدیران جوانتر از عملکرد افراد سالمند و باتجربه بهتراست . حال باید گفت که نتیجه تجربه و آموزش رهبری تاچه اندازه ای می تواند مفید باشد، این امر با تبیین مدل اقتضایی که روشی اثربخش تربرای استفاده از تجربیات و برنامه های آموزش مدیریت امکان پذیر می کند، قابل بحث است “سوکا، 1972”.
آموزش رهبری بر این فرض استوار است که رهبر باید تاحدامکان نفوذ و کنترل بیشتری داشته باشد و هرچه نفوذ و کنترل بیشتری داشته باشد بهتر می تواند در اعضا گروه انگیزه ایجاد کند و آنان را در انجام کارهای مشخص خود راهنمایی کند. پس مدیران باید خود را نسبت به نیازهای دیگران و اثرخودشان بر آنها حساس ترکنند تا در ایجاد انگیزه اثربخش تر باشند. آموزش در این دوره ها برای موارد انضباطی ، برطرف کردن تعارض با کارکنان و حل مسائل بین فردی در محیط کار مدلها و راهنمائیهایی را ارائه می دهد. رهبر می آموزد چگونه مشکلات رابرطرف کند و درصورت بروز مشکل به چه کسی رجوع کند. انجام پژوهشهایی در زمینه مشکلات ، ایفای نقش ، بحث و ارائه سخنرانی ازنیاز رهبر به جستجوی راه حل است . چنین روشهایی به ساختار شغل می افزاید و موقعیت رامناسب تر می کند. “فیدلر، رهبری اثربخش 1972”
اگر فرض بیشتر برنامه های آموزشی مدیران این باشد که مدیران مسلطتر و بانفوذتر عملکردبهتری خواهند داشت . براساس موقعیت اقتضایی باید گفت که به نوع موقعیتی بستگی دارد که مدیر در آن باید انجام وظیفه کند. نتایج مطالعه “مک نامارا” نشان داد که موقعیت ممکن است تحت تاثیر تجربه قرار گیرد. “فیدلر، رهبری اثربخش 1972″به احتمال زیاد شخصی که فاقد آموزش فنی است ، یا تجربه ها و آموخته هایش ناکافی است ،وظیفه را بدون ساختار می بیند. درواقع آموزش وتجربه برای وظیفه ، ساختار را ایجاد می کند. بدین معنی که بر اثر آن اقدامات مختلف ، تکراری و ساده می شود و دیگر نیازی نیست که فردروشهای ابتکاری برای انجام وظیفه ابداع کند بنابراین آموزش و تجربه مربوط به وظیفه موقعیت را در رابطه با ساختار مناسب تر می کند.
همچنین نتایج پژوهشها نشان می دهد که تنها مدیران باهوش از تجربه سود می برند و برای رهبرانی که روابط آنها با اعضا خوب است ، تنهادرصورتی موقعیت بسیار مناسب است که باهوش و باتجربه باشند
بنابراین آموزش در رهبران رابطه گرا و وظیفه گرا تاثیر متفاوتی دارد و مدل اقتضایی توضیح مدلی برای این یافته های پیچیده ارائه می دهد.
ویلیام اچ دراپر می گوید: بنیان توسعه درمفهوم عام آن براساس آموزش و پرورش استوار است . آموزش و پرورش زیربنای توسعه منابع انسانی و اولین عامل توسعه دهنده کشورهاست . پیشرفت کشورها و سازمانها نیاز به اندیشیدن ، تفکر انتقادی و خلاقیت و نوآوری منابع انسانی دارد. در سازمانهای بهداشتی – درمانی خصوصابیمارستانها وسایل مدرن ، بودجه کلان و معماری زیبا پاسخگوی داوطلبان علم و دانش ومددجویان نیست زیرا ایجاد جامعه سالم به عهده سازمانهای بهداشتی و درمانی است . بنابراین ضروری است که مدیران در این سازمانها به مهارتهای نوین و برنامه ریزیهای کوتاه مدت وبلندمدت مجهز شود. مثلا نیازهای آموزشی مدیران جنبه بین المللی ندارد و در فرهنگهای مختلف بایستی برنامه ای خاص آن سازگار با آن فرهنگ تدوین کرد که هدف آن افزایش اثربخشی در سازمان باشد.
سیستم، انواع کاربردهای آن (نگرش سیستمی در مدیریت)
معرفی سیستم مدیریت کیفیت
پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت، راهگشای تفکر سیستمی مبتنی بر بهبود مستمر فرایندهای کاری و پویایی مدیریت پشتیبانی است تا از این رهگذر علاوه بر حذف دوباره کاریها ، وظایف و هویت سازمانی کارکنان به طور شفاف تر مشخص شود و با جایگزینی ساختار وظیفه ای ، کارکنان با دیدی جامع و سیستماتیک از تاثیر و تاثر فرایندها و اهمیت عملکرد خود در بهبود مستمر مدیریت آگاهی یابند.
این سیستم با مستندسازی فعالیتها ، بهره مندی از تجارب و تخصصهای کارکنان را در یکی از مهمترین دانشگاههای کشور برای نسلهای بعد امکانپذیر می سازد بطوریکه با اتمام دوران خدمات نخبه گان ، مدیران و کارشناسان ، دانش و مهارت مدیریتی آنها برای نسلهای بعد ماندگار شده و زمینه های پیشرفت و تعالی دانشگاه با دسترسی به تجارب نسلهای گذشته بیش از پیش مهیا میشود.رشد روزافزون جوانانو به تبع آن دانشجویان و لزوم افزایش سریع ظرفیتهای دانشگاه، راهبری و اداره مدیریت پشتیبانی را با پیچیدگی بسیاری روبرو ساخته به طوریکه در دهه اخیر این مدیریت در جهت کوچک سازی بدنه دستگاههای دولتی و جداسازی فعالیتهای حاکمیتی از فعالیتهای تصدی گری به سمت تغییرات ساختاری ، خصوصی سازی و برون سپاری فعالیتها گامهای عملی برداشته و در این مسیر لزوم به کارگیری دانش نوین مدیریت و ابزارهای خاص آن از جملهسیستمهای مدیریت کیفیت ایزو از جایگاه ویژهای برخوردار شده است.
از مشخصه های برجسته سیستم مدیریت کیفیت که در مدیریت پشتیبانی دانشگاه شهید بهشتیدر حال اجرا است رویکرد فرایندی این سیستم است. این استاندارد پذیرش رویکرد فرایندی را در هنگام ایجاد، به کارگیری و بهبود اثربخشی سیستم مدیریت کیفیت به منظور افزایش رضایت مشتری ترغیب می کند. رویکرد فرایندی بر به کارگیری سیستمی از فرایندها در درون یک سازمان همراه با مشخص کردن و تعامل این فرایند و مدیریت کردن آنها اشاره دارد از مزایای این رویکرد ، کنترل مداومی است که بر روی ارتباط بین تک به تک فرایندها در درون سیستم و همچنین بر ترکیب و تعامل آنها ایجاد می کند رویکرد فرایندی بر اهمیت درک و برآورده کردن الزامات و اولویتها، نیاز به در نظر گرفتن فرایندها بر حسب ارزش افزوده ، دستیابی به نتایج مربوط به عملکرد و اثر بخشی فرایند و بهبود مداوم فرایندها بر پایه اندازه گیری مبتنی بر عینیت تاکید دارد و گذر از وضع موجود به وضع مطلوب تر به عنوان یک تفکر پویا در این سیستم همواره مورد توجه است .
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :
فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.
برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید